برای دریافت کارشناسی
پیشگفتار
«الحمدالله الذی انزل علی عبده الکتاب»[1] ستایش خاص خدایی است که این کتاب استوار را بر بنده خویش فروفرستاد. خداوند این کتاب را بر بندگانش نازل کرد تا بندگان خود را از گمراهی نجات دهد و راه نجات را در تمسک به این کتاب و اهل بیت پیامبر (ص) قرار داد. همچنانکه پیامبر (ص) در حدیث معروف ثقلین میفرمایند: «إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی. ما إن تمسکتم بهمالن تضلوا بعدی ابدا» من در بین شما دو چیز گرانقدر باقی گذاشتم. کتاب خدا و عترتم که اگر به آن متمسک شودی هرگز گمراه نخواهید شد»[2]
قرآن در تمامی ابعاد فردی، اجتماعی، مادی، معنوی، دنیوی و اخروی هدایت انسان را تأمین کرده است.
استاد مطهری میفرمایند:
«قرآن مثل بعضی کتابهای مذهبی نیست که یک سلسله مسائل رمزآسا در مورد خدا و خلقت و تکوین مطرح کرده باشد و حداکثر یک سلسله اندرزهای اخلاقی هم ضمیمه کرده باشد. قرآن اصول معتقدات و انکار و اندیشه هایی را که برای یک انسان به عنوان یک موجود با ایمان و صاحب عقیده لازم و ضروری است و همچنین اصول تربیت و اخلاق و نظامات اجتماعی و خانوادگی را بیان کرده است.»[3]
پس از آنجا که شناخت قرآن یکی از ضروری ترین و مهم ترین نیاز های هدایتی بشر است. شناخت آن به سادگی میسر نیست. برای یافتن آن نیز باید به خود قرآن مراجعه کرد و قرآن را در قرآن یافت.
نویسنده معروف اسلام «سید قطب» در مقدمه کتاب خود «تصویر فنی قرآن مجید» بحث جالبی تحت عنوان «من قرآن را پیدا کردم» دارد که خلاصه اش این است.
«این کتاب داستانی دارد، تا کتاب به چاپ نرسیده بود آن را در نزد خود نگاه داشتم ولی امروز که کتاب برای چاپ فرستاده می شود، ناچارم آن را فاش کنم:
در کودکی که برای نخستین بار قرآن را می خواندم، با اینکه فکر من قادر به درک معانی بلند آن نبود، چیزهایی از آن احساس می کردم. هنگامی که بعضی از آیات را می خواندم، عکس ها و تصویرهای جالبی در ذهن من نقش می بست. من از این تصویرهای ساده و قدرت خلاقه قرآن، فوق العاده لذت می بردم. و با آن، مدت ها سرخوش بودم، آن ایام با خاطرات شیرینش گذشت.
هنگامی که قدم در محبط مدرسه گذاشتم وتفسیر قرآن را در کتب تفسیر خواندم و اقوالات این و آن و احتمالات گوناگون را مطالعه کردم. دیدم دیگر اثری از آن «تصویرهای روح پرور» و آن جمال دل انگیزی که در کودکی می دیدم، در اعماق فکر من پیدا نیست. متحیر شدم، مگر این همان قرآنی نیست که من در کودکی می خواندم و آنقدر از معانی آن لذت می بردم ! چرا امروز اینقدر مشکل و پیچیده و خالی از آن روح و زیبایی و لذت شده است؟! مگر این قرآن دیگر است؟ آن تصویرهای زنده و روح پرور کجاست؟ ناچار گفته های این و آن و آن همه احتمالات مختلف و احیاناً نامفهوم را رها کرده به مطالعه عمیق خود قرآن پرداختم و قرآن را در خود قرآن جستجو کردم، نه در گفته های این و آن.
دیدم قرآن بار دیگر، همان قیافه جذاب و دلپذیر، همان تصویرهای دل انگیز و جان پرور خود را به من نشان داد و من مسحور این منظره ها شدم! البته این نقشها و صورتهایی که در این موقع مشاهده می کردم به آن سادگی دوران کودکی نبود؛ چرا اینکه آن روز تنها صورتهای زنده و روح دار آن را می دیدم ولی امروز در پشت آن ها هدفهای عالی و مقاصد بزرگ و پرارزش قرآن را نیز می بینم و در هر حال جاذبه و کشش آن همیشگی و لایزال است. شکر خدا که من قرآن را پیدا کردم …»[4]
در پایان برخورد لازم می دانم که از زحمات مسئولین دانشکده، کتابخانه و مخصوصاً استاد گرانقدر جناب آقای محمدی تشکر کنم که با راهنمایی های خود، در انجام این پروژه مرا بسیار یاری کردند. و امیدوارم که این پژوهش بتواند قرآن را از دیدگاه قرآن هر چند در حد ناقص و ابتدایی معرفی کند. «ربنا تقبل منا انک انت السمیع العلیم»[5]
فصل اول :
کلیات
اهمیت موضوع
قرآن کریم تجلی خداوند است، همانطوریکه بشر نمی تواند به شناخت خدا نایل بیابد نمی تواند به شناخت تجلی او، قرآن نیز نایل بیابد، بشر خودش نمی تواند به سادگی قرآن را بشناسد، انسان نیازمند هدایت است و قرآن هم کتاب هدایت. و ما نیازمند به معرفی خود قرآن هستیم.
شناخت قرآن از دیدگاه خود قرآن دارای چنان ضرورت بی بدیل است که هیچ منبع دیگری نمی تواند جایگزین شود. اهمیت این پژوهش وقتی روشن میشود که به نکات ذیل توجه کنیم:
نخست اینکه اگر بخواهیم در مورد قرآن کریم صحبت کنیم به اولین مساله ای که برخورد می کنیم این است که عقل و حواس ما نمی تواند به همه مراتب قرآن وقوف پیدا کند، عقل انسان با همه پیچیدگی هایش در برابر عظمت قرآن به زانو درمی آید و ساکت می نشیند.
ثانیاً کلام الهی مانند صاحب کلام، بزرگ و فضائلش لایتناهی است که انسان این موجود محدود نمی تواند سخن را در مورد قرآن کمال برساند. بر این اساس ما برای شناخت قرآن نیز باید به خود قرآن مراجعه کنیم تا ابعاد آن را خود معرفی کند.
تبیین موضوع
قرآن کریم سخن خداوند[6]، ثقل اکبر، کتاب جاویدان راهنمای بشر[7] در تمامی عرصه های زندگی است. هیچ مساله ای در قرآن فروگذار نشده است.[8] در عظمت آن همین بس که خود می فرماید: لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرأیته خاشعا متصدعا من خشیه الله.[9]اگر این قرآن را بر کوهی نازل کرده بودیم، مسلماً او را می دیدی که خاشع و از ترس خدا متلاشی میشود. و یا اینکه رسول اکرم (ص) میفرمایند: «فضل القرآن علی سائر الکلام کنضل الله علی سائر خلقه»[10] یعنی برتری قرآن بر دیگر سخنان همچون برتری خداوند بر خلق خود اوست.
قرآن کریم بزرگترین هدیه الهی است برای انسانها که ایشانرا به سوی سعادت جاودانی هدایت میکند. قرآن مهمترین دلیل بر حقانیت اسلام و رسالت پیامبر گرامی (ص) که همواره با بیان اعجاز آمیزش حجت را بر همه آدمیان تمام میکند[11]. «هنگامیکه قرآن به توصیف خود می پردازد افقهایی از شناخت را در برابر ما می گشاید که چون به پژوهش بیشتر در آنها میپردازیم می توانیم از خصایص قرآن و صفات عالی و کمالی آن آگاه شویم. در فهم کتاب خدا باید از خود قرآن مدد گرفت. هیچ بعدی از معرفت نیست که راهنما و بینه ای از آن در این کتاب آسمانی نباشد.[12]»
قرآن که مبین هر چیز است نمی تواند مبین خود نباشد. و این رساله به تبیین قرآن از دیدگاه خود قرآن اختصاص داده شده است.
برای شناخت قرآن راههای مختلف و معرفهای مختلفی وجود دارد. راه عقلی، تاریخی و سندی و … یکی از معرفها هم خود قرآن است که به بهترین وجه خود را معرفی کرده است. این رساله بر اساس این معرف کار خود را شروع کرده است.
پیشینه موضوع:
بدیهی است که متن اصلی خود قرآن میباشد و پس از آن قدیمیترین منابع روایات تفسیری و متون تفسیری اسلامی است و از صدر اسلام تاکنون درباره قرآن پژوهشهای بسیاری شده و مطالعات گوناگون انجام شده است و هر کدام از آنها از جهتی قرآن را بررسی کرده اند و درباره آن ها سخن به زبان آورده اند و به حق هم این پژوهش ها در خور توجه است اما درباره این موضوع به طور خاص سیر کتابهایی نگاشته شده است که مهمترین آنها عبارتند از:
آشنایی با قرآن اثر استاد مطهری، قرآن حکیم و قرآن در قرآن اثر آقای جوادی آملی و قرآن در قرآن اثر محمدباقر بهبودی سیری در علوم قرآن اثر یعقوب جعفری قرآن شناسی اثر آقای مصباح یزدی.
سوالات اصلی و فرعی تحقیق:
تعریف لغوی و اصطلاحی قرآن چیست؟
اسامی و نام های قرآن در قرآن کدام است؟
ویژگی های قرآن از دیدگاه قرآن کریم کدام است؟
آموزه های قرآن را بنویسید؟
شیوه های پیام رسانی قرآن چیست؟
آداب قرائت قرآن چگونه است؟
رسالت قرآن چیست؟
مخاطبان قرآن چه کسانی هستند؟
روش تحقیق:
این تحقیق به روش کتابخانه ای صورت گرفته است که با مراجعه به کتابخانه و بررسی کتب مختلف تدوین شده است.
چکیده
در این تحقیق افزون بر فصل کلیات که مشتمل بر ضرورت و اهمیت موضوع تبیین موضوع پیشینه است. دارای 7 فصل دیگر میباشد. در فصل اول تعریف لغوی و اصطلاحی قرآن، فرقان، ذکر و کتاب آمده که به قولی این 4 لفظ اسامی قرآن می باشند[13] و بقیه نام ها هم بررسی شده است.
در فصل دوم ویژگی های قرآن مورد بررسی قرار گرفته است. مانند ویژگی الهی بودن، حقانیت، رفع اختلاف و …
در فصل سوم آموزه های قرآن مطرح شده است که حول 3 محور بیان شده: 1- طرح اعتقادات 2- آموزه اخلاقی 3- احکام
در فصل چهارم شیوه های پیام رسانی قرآن گفته شده است. اینکه قرآن برای جلب توجه مخاطبان از چه روشهایی استفاده کرده یا به عبارت دیگر از چه روش هایی استفاده کرده که مطلب بیان شده تأثیر بیشتری روی مخاطب بگذارد.
در فصل پنجم آداب قرائت قرآن بیان شده است. اینکه برای قرائت بهتر با چه آدابی باید همراه باشد.
در فصل ششم هم رسالت قرآن گفته شده است که مهمترین رسالت قران انذار و هدایت است. و در فصل هفتم هم مخاطبان قرآن اینکه خطابهای قرآن برای تمام مردم است ولی مردم در برابر این خطابها چند دسته میشوند.
واژگان کلیدی
قرآن. فرقان. ذکر. کتاب
فصل دوم:
شناخت واژگان و نام های قرآن از دیدگاه قرآن
قرآن
این واژه در آغاز به صورت وصف در مورد قرآن کریم به کار رفته است ولی به تدریج جنبه علمیت پیدا کرده است. قرآن از ریشه «قرأ» اخذ شده است و راغب در مفردات خود آورده:
«القراءه ُ صنم الحروف و الکلمات بعضها إلی بعض فی الترتیل و القرآن فی الاصل مصدر قدحض بالکتاب المنزل علی محمد (ص) و قال بعض العلماء تسمیه هذا الکتاب قرآناً من بین کتب الله لکونه جامعا لثمره کتبه بل لجمعه ثمره جمیع العلوم»[14]: خواندن حروف و کلماتی که کنار هم جمع میشوند را قرائت می گویند. قرآن در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده، اختصاص پیدا کرده است و چنانکه برخی علما گفته اند: وجه نامگذاری این کتاب مقدس در بین کتابهای آسمانی بر قرآن آن است که این کتاب، جامع فواید و آثار تمامی کتب آسمانی است، بلکه جامع آثار تمامی علوم است.»[15]
«القرآن هو اسم لکتاب الله تعالی لایسمی به غیره و انما سمی قرآنا لأنه یجمع السور و یضمها و قیل لانه جمع القصص و الامر و النهی و الوعد و الوعید و الآیات و السور بعضها الی بعض و هو مصدر کالغفران و الکفران»[16] قرآن اسمی است برای کتاب خدای تعالی که هیچ کتاب دیگری بدین نام، نامیده نشده. همانا که قرآن نامیده شد چرا که سوره ها را جمع کرد و گفته اند که چون در آن قصه ها، امر و نهی، وعده و وعید ، آیات و سوره ها در کنار هم جمع شده است. قرآن مصدری است مانند غفران و کفران.»
کلمه «القرآن» پنجاه بار به کار رفته که در همه موارد، منظور همین کتاب شریف است، مانند: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن …»[17] یا «افلا یتدبرون القرآن …»[18]
سایر موارد عبارتند از : مائده- 101، انعام-19 ، اعراف-204، توبه-111، یونس-37، یوسف-3، حجر-87، نحل- 98، اسرا-9- 41-45- 46- 60- 82- 88- 89، کهف-54 ، طه-2 - 114، فرقان- 30-32، نمل- 1- 6- 76- 92، قصص- 85، روم-58، سبأ-31، یس-2، ص-1، زمر-27، فصلت-26، زخرف-31، احقاف-29، محمد-24، ق-1-45، قمر-27-22- 32-40 ، رحمن-2، حشر-21، مزمل- 4-20، دهر-23، و انشقاق-21،
کلمه قرآن «بدون الف و لام نیز سیزده بار در مورد این کتاب به کار رفته است: یوسف-2، حجر-1، اسرا-106، طه-113، یس-69، زمر-28، فصلت-3-44 ، شوری- 7، زخرف-3، واقعه-77، جن-1، و بروج-21.
کلمه قرآن در هفت مورد دیگر نیز استعمال شده که در سه مورد آن منظور، مطلق خواندنی و در چهار مورد دیگر، معنای مصدری ارائه شده است. یونس-15 و 16، رعد-31، اسرا-78 (دوبار) و قیامت 17 و 18.