چکیده
این تحقیق با عنوان بررسی رابطه خود پنداره با سلامت روانی بین مدیران مدارس ناحیه یک تبریز انجام شد از انجایی که تکیه بر شناخت استعداد های فردی و توانایی ها و همچنین سلامتی روانی برای تبیین مدیران آموزشی ار اهمیت ویژه ای برخوردار است ، برآن شدیم تا به بررسی رابطه خود پنداره با سلامت روانی بپردازیم0 جامعه آماری این تحقیق عبارت بودند از 91نفر که از این تعداد 38 نفر مرد و 52نفر مدیر زن، 68نفر از مدیران زن ومرد ناحیه یک آموزش و پرورش تبریز بعنوان نمونه انتخاب گردیدند و ابزار تحقیق عبارت بودند از پرسشنامه خود پنداره بک و پرسشنامه SCL-90-R0
جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش های آماری توصیفی وآمار استنباطی و ضریب همبستگی گشتاوردی پیرسون و آزمون T مستقل استفاده گردید ،یافته های تحقیق نشان میدهد که :
1. بین خود پنداره و پنج بعد سلامت روانی که در این پژوهش سنجیده شد رابطه معناداری وجود ندارد0
2.بین خود پنداره مدیران زن و مدیران مرد تفاوت معنا داری وجود ندارد0
3.بین میزان سلامت روانی مدیران زن ومرد تفاوت معنا داری وجود ندارد 0
1 1 مقدمه
مفهوم خود[1]، یک اصل اساسی است که عنوان تحقیقات بسیاری از موضوعات روانشناسی را در بر می گیرد از زمان ویلیام جیمز[2] خود پنداره جایگاه خاص را در تحقیقات روان شناسی به خود اختصاص داده است ،به طوریکه فروید[3] ،اریک فروم[4] ،کارل راجرز تئ[5]وریهای مهمی را در این رابطه ارائه داده اند . به نظر می رسد که صاحبان مکاتب مختلف د ربحث ساختاری خود به توافق رسیده اند و افراد رقیب در دنیای روان شناسی ،هم تعریف قطعی و ماهیت قابل سنجش خود پنداره را پذیرفته اند و بر نقش خود پنداره بعنوان تعیین کننده رفتارها صحه گذارده اند0 چرا که خود پنداره فرد از خویش تا اندازه ای تصور اورا راجع به محیطش تعیین می کند0
این دو عامل رفتارهای فرد را طرح ریزی می کند 0(یوسفی،1373ص29)0فرد درآغاز زندگی ،تصویری از خود ندارد اما با افزایش سن،هوش، میزان تحصیلات و غیره ابتدا یک تصور قالبی از خود پیدا می کند و با گذشت زمان این تصویر قالبی را کنار می گذارد و به تصویر واقع بینانه تر دست می یابد 0در این مرحله است که فرد از ویژ گیهای خاص خود آگاه است و خود را بدان سان که هست می پذیرد و همین ،توانایی تکوین خود پنداره می باشد0بطور کلی می توان گفت که خود پنداره کلیه جنبه های عاطفی، اجتماعی ، روانی ، اخلاقی و جمعی را تحت الشعاع قرار می دهد و به عنوان وسیله ای نسبتا ثابت برای مشاهده و درک دنیای خارج مورد استفاده قرار می گیرد0
یکی از مهمترین سوالاتی که برای هر انسانی مطرح می شود و او را بر می انگیزد تا با استعاثت از دیدگاههای جهان بینی و اید ئو لوژیکی خود به دنبال پاسخگویی آن باشد این است که من کیستم ؟ سوالاتی که در تمام اعصار و قرون و در تمام سنین از بدو تولد تا لحظه وداع همواره با آدمی است 0 شاید بتوان گفت که بر اساس شواهد اثبات شده برای اجداد غار نشین ما نیز این سوال به نوعی مطرح بوده است. نوع روابط حاکم بر آنها و تمسک آنها به یک سری نیروهای ماورایی و زاییده ذهن تعدادی از آنان برای یافتن جایگاه خود در بین سایر موجودات پاسخگویی به این سوال اساسی را نشان
می دهد0 (احمدی،1376ص13)
کارل راجرز برای این نکته تاکید دارد که خود پنداری در شخصیت آدمی نقش دارد0
آنچه که ما هستیم و آن گونه که رفتار می کنیم ،همگی از برداشتهای ما ازاین قضایا ناشی می شود که ما چه کسی هستیم و چه ارتباطی با افراد واشیای دیگر داریم0
از طرف دیگر در دنیایی که موفقیت در رقابتهای صنعتی ، حکومتی ، و حتی نظامی وابسته به توانمندیهای مدیریتی است، دغدغه سازمانها برای دستیابی به مدیران توسعه یافته و اثربخش ،تلاش برای تنازع بقاست0 این سازمانها همواره می کوشند تا مدیرانی کار ساز را به خدمت در آورند و از آنها در ادارهامور ومنابع به سوی اهداف تعیین شده بهره جویند(لارنس-ای ،ترجمه،کدیور ، جوادی،1373ص20).
داشتن خود پنداره بالا از ویژگیهای مدیران توانمند است چون آن با سلامت روان مرتبط می باشد0
مفهوم سلامت روان[6] یا سلامت روان شناختی[7] جنبه ای از مفهوم کلی سلامتی جسمی:
روانی و اجتماعی است که علی رغم تلاش هایی که از سوی پیشگامان سلامت روانی در جهان
به منظور تامین هر چه بیشتر سلامتی انسانها به عمل آمده است هنوز معیار قاطعی در زمینه تعریف و مصداق کامل سلامتی روان در افراد وجود ندارد (به نقل از ده موردی،1377ص42-43) براساس مباحث نظری که در مورد سلامتی روان در بالا ذکر چنین می توان استنباط نمود که سلامت روان با خود پنداره در ارتباط است زیرا که سلامتی روان را احساس فرد نسبت به خود و دیگران و محیط اطراف تعریف نموده اند و خود پنداره را تصویرفرد از خودش تعریف نموده اند و خود پنداره را تصویر هر فرد از خودش تعریف نموده اند و رفتار فرد را ناشیاز ادراک او نسبت به خودش می دانند 0
آگاهی از عوامل کامیابی مدیران موفق از جمله نکات بسیار ضروری است بطوریکه این آگاهی در راستای توسعه و تعالی سازمانها برای مدیران عناصر کلیدی هر سازمان هستند که سلامت روان و آشنایی آنها با مؤلفه های موفقیت ،حیاتی به شمار می آید 0 بررسی موضوع خود پند اره و رابطه آن با سلامت روانی مدیران مقطع ابتدایی به لحاظ اینکه این مقطع ،ضمن فراهم آوردن مقدمات ورود دانش آموزان به مقاطع بالاتر و تحویل انسانهای فرهیخته و سالم به جامعه ،حائز اهمیت زیادی است 0تحقیق اهداف این مقطع نیز بهمیزان زیادی در گرو توانایی مدیران در هدایت این مجموعه پویا و پیچیده است0 در این پژوهش نوع خود پنداری و رابطه آن با سلامت روانی مدیران مقطع ابتدایی مورد بررسی قرار می گیرد0
12 بیان مساله
خود پنداره یا مفهوم خود در روانشناسی مفهومی است که صاحب نظران این رشته برای آن اهمیت زیادی قائل شده و به تبیین این مفهوم و تاثیر آن بر رفتار آدمی پرداخته اند ،از جمله کارل هورنای[8] سالیوان[9] ، اریک فروم ، فروید ، راجرز، مازلو[10] و وایلی[11] به اهمیت نقش خود پنداره بعنوان عامل تعیین کننده رفتار شخص تاکید می ورزند. (ترقی جاه، 1375) .
کارل راجرز معتقد است که برای درک رفتار فرد، بهترین موضع چارچوب درونی خود است. یک فرد خودش مرکز تجربه است و تصور خود فرد از اینکه به خود چگونه می نگرد. خود نتیجه تعامل فرد
با محیطش است، وقتی فرد از دیگران بازخورد مثبت می گیرد ادراک از خود بصورت مثبت تقویت می شود. از نقطه نظر رفتار سازمانی، مدیران باید بدانند که هر فرد دارای ادراک از خود منحصر
به فرد ی است و به کارگیری شیوه های متعدد انگیزش، غنی سازی شغل و سبک های رهبری،
تاثیرات مختلفی بر روی افراد خواهد داشت. (مقیمی، 1377، ص245).
چنانچه خود پنداری افراد مثبت باشد به خود اطمینان دارد، در بیان ایده هایش احساس آزادی می کند و از اظهار نظر دیگران نمی هراسد، نیازهای خود شکوفایی و کسب موفقیتش شکوفا می شود و
به نوعی استقلال در عمل و رفتار خود می رسد که کسب رضایت خاطر و استفاده موثر از نیروهای بالقوه فرد می شود ارزیابی درست از توانایی و داشتن نگرش مثبت به خود و توانایی هایمان از
وسایل عمده موفقیت است.
بنابراین مفهوم خود پنداری تا حدود زیادی توسط ماهیت روابط خود با دیگران شکل گیرد و
می تواند بر عمل و نوع انتخاب افراد تاثیر بگذارد. ادراک خود می تواند برای ادراک فرد از دیگران تاثیر داشته باشد و از آن جا که مدیران، پست های حیاتی یک سازمان و به عبارتی، نبض سازمان را در دست دارند. عدم برخورداری از شخصیت سالم می تواند در رفتار زیر دستان تاثیر نا مناسب بگذارد. باید توجه داشت که رشد خودپنداره و تحول آن، خاص دوران کودکی نیست و
در بزرگسالی نیز وجود دارد. (میر کمالی، 1378، ص149).
از طرفی افراد، همواره خواهان موفقیت در انجام وظیفه محوله هستند، اما بدلیل عدم آگاهی از عوامل موثر بر موفقیت، در بعضی مواقع در این زمینه توفیقی ندارند چون هدف هر مدیری موفقیت و کارایی در سازمان است. بالا بودن سلامت روانی، این امکان را به مدیران خواهد داد که زندگی خود را در سطح مطلوب روانی حفظ کنند و این توانایی را به صورت رفتار سازگارانه، موثر و مثبت متبلور سازند. نقش سلامت روانی در ارتقاء در سه جنبه جسمانی روانی و اجتماعی بسیار با اهمیت است
(طارمیان و همکاران، 1378، ص7).
به همین جهت با توجه به اهمیت موضوع، سازمان اهمیت جهانی به منظور افزایش سطح بهداشت روانی و پیشگیری از آسیب های روانی اجتماعی، برنامه ای تحت عنوان آموزش مهارتهای زندگی تدارک دیده و در سال 1933در یونیسف (صندوق کودکان سازمان ملل متحد)
مطرح نمود (کریس، ترجمه، محمد خانی، 1377، ص13).
تشخیص نوع خود پنداری مدیران و مشخص شدن نارسایی ها در این زمینه می تواند آموزشهایی را در جهت تغییر نوع خودپنداری مهیا نمایید، از آنجا که شناسایی و بکارگیری برخی از مؤلفه ها ی
سلامت روانی و همچنین رابطه ای که نوع خود پندازی با این مقوله سلامت دارد، بجاست که رابطه این دو یعنی خود پنداری و سلامت روانی مشخص گردد. زیرا برخی از تحقیقات حکایت از این دارد که مدیرانی دیده می شوند که دارای شخصیت با ثباتی نیستند و در مواجهه با افراد، بطورمناسب
بر خورد نمی کنند که این خود تنش و نارضایتی زیر دستان را در سازمانها به دنبال دارد. مساله اصلی این پژوهش پاسخ به این سوالهاست که :
1 میزان خود پنداره مدیران و سلامت روانی آنان چقدر است؟
2 آیا بین خود پنداره و سلامت روانی آنان رابطه وجود دارد؟
نتایج حاصله از این تحقیق می تواند در تصمیم گیری برای اطلاع خود پنداره ضعیف مدیران مؤثر باشد و نیز با آموزشهای خاص در تغییر خود پنداری اقدام گردد و با شناخت بیشتر نسبت به برخی از
مؤلفه های سلامت روانی مدیران زمینه بهبود کارایی و موفقیت آنان فراهم گردد. نهایتاً با بررسی
مواد بالا پیش بینی اقدامات لازم بر حسب این روابط در برنامه ریزی های گزینشی و بهسازی مدیران آموزشی به منظور بهبود عملکرد نظام آموزشی، گام مؤثری خواهد بود.
13 ضرورت و اهمیت پژوهش
از نظر راجرز مفهوم خود، نقش مهمی در یکپارچه کردن عملکرد انسان داشته است.
کمز[12] و اسنیگ[13] پیشنهاد کرد ند که انگیزه اساسی برای فرد حفظ و ارتقاء خود می باشد.
(میر کمالی،1378،ص18)
مفهوم « خود» از موضوعات دانش روان شناختی است که به لحاظ کانون توجه بودن،
تغییراتی داشته و پس از یک دوره فراموشی شدگی نسبی، در دهه های اخیر اهمیت بسیار زیادی یافته است. درحال حاضر، مشکل می توان از مفهومی با نتایج و کاربردهایی گسترده تر از مفهوم خود یاد کرد. توجه به آن به عنوان یکی از موضوعات مهم و اساسی روان شناختی هم چنان
رو به افزایش است. (محسنی، 1375، ص2).
جیمز هسته اصلی طرح شخصیتی را که یک عامل وحدت دهنده و یکپارچه کننده شخصیت است «خود» نامید و بعدها فروید با تعبیر اصطلاح «ایگو»[14] به آن پرداخت و سالیوان با تاکید فراوان اصطلاح «سیستم خود» را به کار برد (احمدی، 1376، ص33).
خود پنداری ثابت و غیر قابل تغییر نیست، خود پنداره با تجربه افراد و تعبیر دیگران از آن تجربه، شکل می گیرد. خود پنداره فقط توصیف خویشتن نیست، در حالیکه تجارب افراد به دیگری
خود پنداره ایشان کمک می کند و تصور ایشان از خودشان نیز در نوع تجاربی که خواهند داشت، تاثیر می گذارد (برونینگ، ترجمه، خرازی، 1375، ص246).
مدیرانی که اعتماد بنفس در آنان کم است در برخورد با موقعیت ها و اوضاع واحوال گوناگون به رفتارهای متفاوتی از خود نشان می دهند که یکی از آنان ترور شخصیت افراد دیگر و برای وادار کردن آنها به تبعیت از خود می باشند. به زبان دیگر، مدیرانی که از نظر ظاهری یا از جهت ابعاد نیم پنهان شخصیت، خود را کمتر از دیگران می دانند و می خواهند تحت هر شرایطی، پست خود را حفظ کنند احتمال دارد برای غلبه بر احساس کمبود های خود به ترور شخصیت افراد تحت نظارت شان بپردازند (پوپ، ترجمه، تجلی، 1373، ص13).