پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
در رشته ادبیات فارسی
چکیده:
پایان نامه فرهنگ تشبیهی در غزلیات سنایی که بر اساس دیوان سنایی چاپ چهارم به تصحیح مدرس رضوی تدوین شده است، از یک مقدمه و سه فصل تشکیل می شود. در بخش مقدمه درباره زندگی و آثار و اندیشه های سنایی با استفاده از اینترنت اشاره شده است. فصل اول درباره مفهوم تشبیه و تعریف انواع آن آورده شده. فصل دوم با ارائه تمامی تشبیهات غزلیات سنایی با توجه به ذکر یا عدم ذکر وجه شبه و ادات تشبیه (تشبیه بلیغ، مجمل مرسل، مفصل مرسل و ...) و انواع تشبیه را از نظر تعدد و طرفین (تشبیه تسویه، تشبیه جمع و...) و انواع تشبیه از نظر مرکب بودن و حسی بودن و عقلی بودن بررسی میکند و در همین فصل نتیجه گیری و نمودار ارائه می شود. در فصل سوم فرهنگ الفبایی مشبه و مشبه به های غزلیات سنایی مطرح میشود که در مقابل هر کدام نشانی آن ها در دیوان سنائی ذکر شده است.
کلید واژهها: تشبیه- دیوان سنایی (غزلیات)- شعر کلاسیک
حکیم سنایی:
تولد
۴۷۳ هجری
غزنه
مرگ
۵۴۵ هجری
غزنه
مدفن
غزنه
نام دیگر
ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی
زمینه فعالیت
شاعر
ملیت
ایرانی
دوره
قرن پنجم و ششم هجری
آثار
حدیقه الحقیقه
سیرالعباد الی المعاد
ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی، یا حکیم سنایی از بزرگترین شاعران قصیدهگو و مثنویسرای زبان فارسیست، که در سدهٔ ششم هجری میزیسته است.
فهرست مندرجات
۱ زندگی
۲ مضامین عرفانی
۳ سنائی و مولانا
۴ آثار سنایی
زندگی:
حکیم سنائی در سال (۴۷۳ هجری قمری) در شهر غزنه (واقع در افغانستان امروزی) دیده بهجهان گشود، و در سال (۵۴۵ هجری قمری) در همان شهر چشم از جهان فروبست. نام او را عوفی مجدالدین آدم السنایی و حاجی خلیفه آدم نیز نوشته اند. محمد بن علی الرقا از معاصران او در دیباچه حدیقه الحقیقه نام او را "ابوالمجدودبن آدم السنائی" نوشته است. این حاکی از آن است که نام های دیگری که بر روی او نهاده اند غلط میباشد. دردیوان سنایی ابیاتی به چشم میخورد که در آن سنایی خود را "حسن" خوانده است. در این بیت سنایی میگوید:
حسن اندر حسن اندر حسنم
تو حسن خلق و حسن بنده حسن
بخاطر این بیت بعضی از محققان میگویند که نام او در اصل حسن بوده و وی بعد ها نام "مجدود" را برای خود انتخاب کرده است. در ابتدا سنایی طبق عادت آن زمان به دربار سلاطین روی آورد و به دستگاه غزنویان راه پیدا نمود. او در ابتدا به مداحی پرداخت تا اینکه یکباره شیدا شد و دست از جهان و جهانیان شست. سنایی جند سالی از دوران جوانی را در شهرهای بلخ و سرخس و هرات و نیشابور گذراند. میگویند در زمانی که در بلخ بود به کعبه رفت. بعد از اینکه از مکه بازگشت مدتی در بلخ ماند. در سال ۵۱۸ ه.ق به غزنین برگشت. یادگار پر ارزش سفرهایش مقداری از قصاید وی میباشد. بعد از بازگشت به غزنین میگویند که خانهای نداشت و یکی از بزرگان غزنین بنام خواجه عمید احمدبن مسعود به او خانهای بخشید و سنایی تا پایان عمر در غزنین در عزلت به سر برد. و در این ایام مثنوی حدیقه الحقیقه را نوشت.
نصایح و اندرزهای حکیم سنایی دلاویز و پرتنوّع، شعرش روان و پرشور و خوش بیان، و خود او، در زمرهٔ پایهگذاران نخستین ادبیات منظوم عرفانی در زبان فارسی بهشمارآمده است (صفحهٔ ۴۲، حافظنامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ.)
او در مثنوی، غزل و قصیده توانائی خود را بوضوح نشان داده است.
سنائی دیوان مسعود سعد سلمان را، هنگامی که مسعود در اسارت بود، برای او تدوین کرد و با اهتمام سنایی، دیوان مسعود سعد همان زمان ثبت و پراکنده شد و این نیز از بزرگواری سنایی حکایت میکند.
مضامین عرفانی
بسیاری از مفاهیم و مضامین بلند اخلاقی و عرفانی، برای نخستین بار، با سحر و سادگی سخن دلنشین، زلال، و از جان برخاستهٔ حکیم سنایی به ادبیات کهن فارسی وارد شد.
این سخن تحفهایست ربانی
رمز اسرارهای روحانی
خاطر ناقصم چو کامل شد
به سخنهای بکر حامل شد
هر نفس شاهدی دگر زاید
هر یک از یک شگرف تر زاید
شاهدانی به چهره همچو هلال
در حجاب حروف زهره جمال
در مقامی که این سخن خوانند
عقل و جان سحر مطلقش دانند
خاکیان جان نثار او سازند
قدسیان خرقهها در اندازند
«طریق التحقیق»
همین بذرهای اولیهٔ سخنان روحانی و عرفانیست که سنایی پراکنده کرد، و عطار و مولوی و حافظ و جامی و جز آنان، در طول بیشتر از سه قرن، آن ها را به اوج پختگی، صلابت، روانی، و پر معنایی رسانیدند.
سنایی و مولانا:
معانی و الفاظ نو ظهور عرفانی در شعر و سخن سنائی در اشعار و اندیشههای دیگر استادان سخن فارسی همچون مولانا تأثیر گذارده و در مواردی بازتاب مستقیم داشتهاند.
مولانای بلخی، عطار نیشابوری و سنایی غزنوی را به منزلهٔ روح و چشم خود میدانست:
عطار روح بود و سنایی دو چشم او
ما از پی سنایی و عطار آمدیم
آثار سنایی:
قصاید، غزلیات، رباعیات، قطعات و مفردات سنایی در دیوان اشعار وی گرد آمده است. جز دیوان، آثار دیگر او عبارتاند از:
1- حدیقه الحقیقه: این منظومه که در قالب مثنوی سروده شده است، محتوای عرفانی دارد. این منظومه را الهینامه سنایی نیز خواندهاند. کار سرودن حدیقه الحقیقه در سال ۵۲۵ هجری قمری پایان یافته است.
2- طریقالتحقیق: منظومه دیگری در قالب مثنوی است که به وزن و شیوه حدیقه الحقیقه سروده شده است و کار سرودن آن در سال ۵۲۸ ه.ق سه سال بعد از اتمام حدیقه الحقیقه، تمام شده است.
3- سیرالعباد الی المعاد: شامل هفتصد بیت است و در آن از موضوعات اخلاقی سخن رفته است. سنایی در این اثر به طریق تمثیل، از خلقت انسان و نفوس و عقلها صحبت به میان آورده است. سنایی آن را در سرخس سروده است.
4- کارنامهٔ بلخ: هنگام توقف شاعر در بلخ سروده شده و حدود پانصد بیت است و چون به طریق مزاح سروده شده، آن را مطایبهنامه نیز گفتهاند.
5- عشقنامه: شامل حدود هزار بیت در قالب مثنوی است و در چهار بخش حقایق، معارف، مواعظ و حکم گرد آمده است.
6- عقلنامه: منظومهای است که در سبک و وزن عشقنامه در قالب مثنوی سروده شده است.
7- مکاتیب: نوشتهها و نامههایی از سنایی است که به نثر فارسی نوشته شده و از آن با نام مکاتیب یا رسائل سنایی یاد میشود ( (دانشنامه آزاد ویکی پدیا) www.wikipedia.com).
فصل اول: تشبیه (Smile)
تعریف ها و مفاهیم
در کتاب معانی و بیان دکتر سیروس شمیسا درباره تشبیه چنین آمده است:
«اصطلاح تشبیه در علم بیان به معنی ماننده کردن چیزی است به چیزی، مشروط بر این که آن مانندگی مبتنی بر کذب یا حداقل دروغ نما باشد یعنی با اغراق همراه باشد. توضیح اینکه همین که می گوییم ماننده کردن (تشبیه مصدر باب تفعیل است که از برای تعدیه به کار می رود) معنایش این است که آن دو چیز به هم شبیه نیستند (و یا لااقل شباهتشان آشکار نیست) و این ما هستیم که این شباهت را ادعا و برقرار یا آشکار می کنیم. اما چون معمولاً به این نکته توجه نمی شود ا قید مبتنی بر کذب بودن را جهت مزید تاکید بر تعریف افزودیم.
بدین ترتیب جمله: سگ مانند شغال است، تشبیه نیست. زیرا هر چند همه ارکان تشبیه را داراست اما مبتنی بر صدق است نه کذب، به این معنی که در عالم واقع هم سگ و شغال از یک گونه اند. این است که این جمله مخیل نیست و از صور خیال محسوب نمی شود». (1)
در این مصراع از سنایی «خواهی که بیاسایی مانند سنایی» هر چند با ساختار تشبیه مواجه هستیم ولی تشبیهی در مصراع وجود ندارد و کذب و دروغ نمایی به کار نرفته است. بلکه همانندی حقیقی مطرح شده است. پس مانندگی یا تشبیه «مانند کردن چیزی است یا کسی به چیزی دیگر، بر بنیاد پیوندی که پندار شاعرانه در میان آن دو می توان یافت.»
پس هر تشبیه چهار پایه یا رکن می تواند داشته باشد:
1- مشبه: آنچه که مانند می شود.
2- مشبه به: آنچه که به آن مانند می کنند.
3- ادات تشبیه: واژه ای که تشبیه به کمک آن نشان داده می شود.
4- وجه شبه: صفت مشترک و پیوندی بین مشبه و مشبه به وجود دارد.
برای مثال:
گه خمیده چو قدّ عشّاقم گه شکسته چو زلف جانانم
(ص938- غ237- ب 6)
مشبه: م (من) (مفرد حسی)
مشبه به: قدّ عشّاق (مقید حسی)
وجه شبه: خمیدگی
ادات تشبیه: چو
مشبه: م (من) (مفرد حسی)
مشبه به: زلف جانان (مقید حسی)
وجه شبه: شکستگی
ادات تشبیه: چو
نمونه های دیگر از این گونه تشبیه بیت های زیر اند:
شد گرفتار سر زلف کمند آسای تو روز دعوی کردن مردان کاری ای پسر
(ص895-غ165-ب10)
مشبه: زلف (مفرد حسی)
مشبه به: کمند (مفرد حسی)
وجه شبه: به اسارت کشیدن (تخییلی- تحقیقی)
ادات تشبیه: آسا
جان آرامش همی بخشد جهانی را بلطف گرچه کارش همچو گردون کشتن است و بستن است
(ص 817-غ45-ب6)
مشبه: کار [او]
مشبه به: گردون
وجه شبه: کشتن و بستن
ادات تشبیه: همچو
در میان چهار رکن تشبیه، ادات تشبیه و وجه شبه را می توان حذف کرد ولی ذکر مشبه و مشبه به الزامی است. تشبیه تا زمانی دارای ساختار تشبیه است که این دو رکن در سخن آورده شود و برترین رکن در تشبیه، مشبه به می باشد که سخنور با دیدی هنری سخن خود را بر بال خیال می نشاند و به سخن ارزشی هنری و ادبی می بخشد.
غرض از تشبیه:
تشبیه در حقیقت شاهراهی است که ما را به دنیای خیالی شاعر می رساند در تشبیه لفظ در معنی حقیقی خود به کار می رود و هدف گوینده توصیف است که با اغراق و بزرگ نمایی همراه است و هر گونه لفظ در معنی مجازی خود به کار نمی رود.
«غرض از تشبیه به طور کلی بیان حال مشبه و تقریر آن در ذهن مستمع است. یعنی روشن و مجسم ساختن وضعیت و موقعیت مشبه. پس تشبیه بیان مخیل حال مشبه است و این بیان حال همواره با اغراق همراه است. همین که می گوییم «قد او مانند سرو است» قد او را اولاً به صورت درخت سرو _که موزون بودن و مرتفع بودن آن چشمگیر است_ در ذهن نقاشی و مجسم می کنیم و ثانیاً مرتکب اغراق می شویم زیرا قد هیچ کس به بلندی سرو نیست. بنابراین وجه شباهت یعنی مورد یا موارد شباهت و ماده و مواد تصویری کردن مشبه و به اصطلاح مخیل ساختن کلام در مشبه به، به ودیعه نهاده و ذخیره شده است و از این رو به قول ادبا مشبه به باید همواره به لحاظ وجه شبه از مشبه اعرف و اجلی و اقوی باشد.» (2)
انواع تشبیه:
تشبیه بلیغ: تشبیهی است که در آن ادات تشبیه و وجه شبه هر دو حذف می شود. (3)
مثال:
تا دل من صید شد در دام عشق باده شد جان من اندر جام عشق
آن بلا کز عاشقی من دیده ام باز چون افتاده ام در دام عشق
(ص916- غ200- ب 1 و 2)
مشبه: عشق مشبه به: دام وجه شبه: گرفتاری
مشبه: عشق مشبه به: جام وجه شبه: سرمستی
در این بیت با آرایه رد القافیه تشبیه بلیغ دام عشق در بیت دوم ذکر شده است.
تشبیه بلیغ ممکن است به صورت اضافه تشبیهی یا غیراضافه تشبیهی بیاید.
اضافه تشبیهی:
از شحنه شهر نیست بیمم در خانه هجر نیست کارم
(ص 930- غ224- ب12)
مشبه: هجر مشبه به: خانه وجه شبه: عذاب آوری و ناراحتی
غیر اضافه تشبیهی:
نهد هر لحظه از هجران مرا بر جان و دل داغی زند از غمزه هر ساعت مرا بر سینه زوبینی
(ص 1040- غ400-ب5)
مشبه: هجران مشبه به: داغ وجه شبه: ناراحتی و درد
مشبه: غمزه مشبه به: زوبین وجه شبه: نفوذ و تاثیر گذاری
تشبیه مفصل: تشبیهی است که در آن وجه شبه ذکر شده باشد. (4)
ترا دارم عزیز ای ماه چون گل چرا بی قیمتم چون خار داری
(ص1028-غ383- ب8)
مشبه: ترا مشبه به: گل وجه شبه: عزیز داشتن ادات تشبیه: چون
مشبه: م (من) مشبه به: خار وجه شبه: بی قیمتی ادات تشبیه: چون
تشبیه مجمل: تشبیهی است که در آن وجه شبه ذکر نشده باشد. (5)