خلاصه روش تحقیق رابطه بین وضعیت اقتصادی با پذیرش اجتمایی دانش آموزان ابتدایی ایذه
چکیده :
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین وضعیت اقتصادی با پذیرش اجتماعی دانش آموزان دختردوره ابتدایی شهرستان ایذه میباشد.این مطالعه روی 239 نمونه تصادفیخوشهایی انجام شد.ابزارهای مورد استفاده برای جمعآوری اطلاعات شامل پرسشنامه وضعیت اقتصادی_ اجتماعی، آزمونهای ویژه ارزیابیاخلاق اجتمایی شامل خوش خولقی برخورد مناسب پذیرش اطرافیان و اجتماعیی که در آن زندگی می کنند .از آزمون ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی ارتباط بین متغیرها استفاده شد.یافته های پژوهشی نشان داد که بین وضعیت اقتصادی پذیرش اجتمایی BMI ارتباط معنیداری وجود داشت.بین وضعیت اقتصادی و پذیرش اجتماعی بدن ارتباط معنی داری وجود نداشت.
کلیدواژهها: وضعیت اجتمایی پذیرش اجتمایی ،
چکیده :
در طی سالهای گذشته با جنبش تازه ای که بوجودآمد، سلامت به عنوان یک حق بشری و یک هدف اجتماعی در جهان شناخته شده است .[1] برای سلامتی تعاریف متعددی وجود دارد که مقبول ترین آنها تعریف سازمان جهانی بهداشت می باشد که سلامت ی را یک رفاه کامل جسمی ، روانی واجتماعی ونه تنها فقدان بیماری ویا ناتوانی تعریف کرده است .( 2و 1) سلامتی دارای ابعاد مختلف جسم ی ، روانی، روحی، عاطفی و اجتماعی می باشد که بعد بدنی و جسمی سلامتی را از همه آسانتر می توان درک کرد . سلامت جسمی دال بر عمل کردن کامل بدن است و اینکه همه اعضای بدن به اندازه عادی و با عملکرد معمولی باشند .( 1) عوامل بسیار زیادی برسلامتی تاثیر می گذارند که مهمترین آنها وراثت ، محیط زیست ، سبک زندگی ، وضعیت اقتصادی - اجتماعی ، خدمات بهداشتی درمانی و ... می باشند .( 2) گروه سنی هفت تا پانزده سا ل بخصوص در کشورهای جهان سوم رقم بزرگی را تشکیل می دهند و به علت آسیب پذیری این توده عظیم، توجه به بهداشت وبرقراری سلامت آنها تاثیر انکارناپذیری در ارتقاء سطح بهداشت کشور خواهد داشت.( 3) بررسی مسائل بهداشت ودرمان دانش آموزان وتدوین برنامه هائی جهت این مسائل و ارتقاء سطح سلامت وبهداشت دانش آموزان از این نظر حائز اهمیت 5 سالگی قسمت مهمی از - است که اطفال پس از 6 سالهای زندگی خود را که مصادف با رشد جسمی و روانی آنهاست در مدرسه می گذرانند . تامین سلامت کودکان سنین مدرسه در واقع مکمل خدمات بهداشت مادران وکودکان است. ( 4) کودکان سنین مدرسه با مشکلات بهداشتی قابل توجهی مواجه هستند که عمده ترین آنها سوء تغذیه ، بیماریهای دهان و دندان ، مشکلات بینائی وشنوائی هستند.
( که بر سلامتی آنها تاثیر می گذارد.( 5 در بررسی های آماری میزان شیوع بیماریها در دانش آموزان پسر 22/ مقطع ابتدائی در استانهای سراسر کشور 6 درصد مبتلا به بیماریهای واگیر، 6 درصد مبتلا به0/ 9 درصد به اختلالات بینائی و 8 / بیماریهای غیر واگیر، 1 درصد مبتلا به اختلالات شنوائی بوده اند که تاخیر در تشخیص مشکلات بینائی وشنوائی می تواند بطور جدی برفرایند یادگیری تاثیر گذاشته وموفقیت درمان را به (6- مخاطره اندازد.( 8 بدین ترتیب ملاحظه می شود در سنین دبستان که مثل سالهای اولیه زندگی از مراحل حساس وپر مخاطره حیات است، به کارگیری خدمات مناسب بهداشتی بوسیله کاردانان یا کارشناسان این فن می تواند در جهات مختلف از میزان آسیب پذیری و یا بروز عوارض بعدی در کودکان پیشگیری کرده، راه را برای آموزش و پرورش مطلوب تر آنها هموار کند. بطور کلی اهمیت کودکان وسلامت آنها بعنوان دریچه ای بسوی فردای روشن ایران ، نیروی بالقوه وزیادآنان با توجه به بافت جمعیتی و جوان کشور ، جایگاه انحصاری مدرسه بعنوان پایگاهی برای داشتن کودکان و نهایتا جامعه ای سالم ، کمبود در تعداد مربیان بهداشت وتوجه به زبان گویای ارقام موجود در مورد مشکلات و بیماریهای کودکان سنین مدرسه ، اولویت بهداشت مدارس درایران و انگیزه و علاقه به موضوع از اهم دلائل انتخاب این پژو هش در جهت رفع مشکلات اولیه بهداشتی کودکان و جامعه می باشد .
بیان مسله :
هدف از انجام این پژوهش، تعیین رابطه و بررسی بین وعیت اقتصادی اجتمایی با پذیرش اجتمایی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان ایذه در سال های 88-89 بوده است (روش تحقیق پیمایشی و از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه شرکت کنندگان با روش نمونه گیری تصادفی دو مرحله ای 100 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه فردگرایی اقتصادی (فلدمن،1981)، پرسشنامه جایگاه مسئولیت وضعیت اقتصادی اجتمایی (فلدمن،1981)،. مهمترین یافته های پژوهش نشان داد که: بین تغییر وضعیت اقتصادی دانش آموزان با اسناد به عوامل شخصی و اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد (01/0≥p)؛ بین عامل انطباق مدارس ها برای فرصت های برابر با هر دو عوامل شخصی و اجتماعی (01/0≥p) و نیز دو عامل فشارهای درونی جامعه با پذیرش اجتمایی برای نگه داری فقر با عوامل شخصی (01/0≥p)و اخلاق کاری با عوامل شخصی (05/0≥p)و اجتماعی (01/0≥p) ، بهبود وضعیت اقتصادی رابطه معناداری به دست آمد،گرایش اجتماعی با عوامل اجتماعی بهبود وضعیت اقتصادی با پذیرش اجتمایی رابطه معناداری دارد (05/0≥p)؛ و بین انطباق سازمان ها برای فرصت های برابر (01/0≥p) و فشارهای درونی جامعه برای نگه داری فقر(05/0≥p) با تغییر وضعیت اقتصادی مردم رابطه معناداری به دست آمد. به طور کلی نتایج نشان داد بین عوامل پرسشنامه فردگرایی اقتصادی فلدمن و گرایش اجتماعی با تغییر وضعیت اقتصادی افراد رابطه معناداری وجود دارد. یافته ها بر اساس دو دسته نظریه کلی یعنی نظریه گرایش به خود اقتصادی و گرایش اجتماعی مورد تبیین و بررسی قرار گرفته است.
اهمیت و ضرورت تحقیق :
در ضرورت پرداختن به موضوع مقاله سه نکته قابل طرح است:
1- بررسی وضعیت اقتصادی خانواده های دانش آموزان ؛ با با برخورد همان دانش آموز با دیگر دانش آموزان یا محیط پیرامون
2- بررسی پیشرفت تحصیلی یا عدم آن بر وضعیت اقتصادی دانش آموزان
3- بررسی پذیرش دانش آموز مقطع ابتدایی و با تایید همان اقتصاد خانواده بر دیگران و رضایتمندی کامل از اقتصاد خانواده خود
اهداف تحقیق:
الف-هدف کلی:
هدف کلی از این انجام این تحقیق رابطه و بررسی بین وعیت اقتصادی اجتمایی با پذیرش اجتمایی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان ایذه در سال های 88-89 بوده است
ب-اهداف اختصاصی:
- بررسی رابطه بین وضعیت اقتصادی اجتماعی وآمادگیجسمانی با پذیرش اجتمایی دانش آموزان ابتدایی
- بررسی رابطه بین سطح میزان درآمد خانواده و پیشرفت تحصیلی دانش اموزان
- بررسی رابطه بین سطح و نوع کار و درامد خانواده با پذیرش دانش اموز
- بررسی رابطه بین پذیرش خانواده و پذیرش دانش اموز در خانواده
فرضیههای تحقیق:
1- بین وضعیت اقتصادی دانش آموز و پذیرش اجتمایی دانش آموز رابطه معنی داری وجود دارد .
متغیرهای تحقیق :
متغیر پیشبین:
وضعیت اقتصادی- اجتماعی و پذیرش اجتمایی دانش آموزان به عنوان متغیر مستقل این پژوهش در نظر گرفته شد.
متغیر های ملاک:
عوامل آمادگی ذهنی وضعیت مالی خانواده پذیرش دانش آموز در مدرسه و اجتماع به عنوان متغیرهای وابسته تحقیق محسوب می شود.
فصل دوم
پیشینه تحقیق :
مروری برتحقیقات گذشته
1-4) تحقیقات داخلی
تاکنون تحقیقات مشابهای درباره موضوع مقاله به ثمر رسیده است که به نتایج برخی از آنها اشاره میشود. میزان پایبندی مردم به ارزشهای مذهبی و از جمله حجاب در سال 1371 نسبت به سال 1365 کاهش داشته است. همچنین مردم درسال 1365 به خانمهای چادری بیشتر از سال 1371 احترام میگذاشتند[2] (رفیع پور، 1376: ص166). حدود 54 درصد از زنان تهرانی دارای پوشش کم یا غیراسلامی و غیرقانونی در معابر عمومی هستند (رضایی،1384: ص47). عناصر اولویتدار و تعیینکننده در نوع حجاب دانشجویان دختر به ترتیب شامل خانواده، مد، اعتقادات مذهبی، آییننامه، دوستان، الگوهای رسانهای و اساتید میباشد (علیمحمدزاده، 1384: ص89). بین زنان و مردان در مقوله مدیریت بدن تفاوت معناداری وجود دارد. زنان بیشتر از مردان به آرایش صورت یا اصلاح سر و صورت اهمیت میدهند. افراد سنتی و دیندار نسبت به افراد غیرسنتی و دیگران، نظارت و مدیریت کمتری را در تظاهرات بدنی خود اعمال میکنند (چاوشیان،1381: ص74). گرایش زنان به جراحیهای زیبایی در تهران متأثر از عقیده شوهران آنان است. تمایل صاحبان کار در بکارگیری افراد زیبا و خوشاندام برای تصدی برخی مشاغل در اعمال مدیریت بدن زنان مؤثر است (آقایاری،1382: ص193). 5/15درصد از زنان تهرانی بر ملاک تمایزبخش بودن لباس اصرار دارند و آن را مهمترین ملاک در انتخاب لباس میدانند (فرجی و حمیدی، 1384: ص16). جوانان مصرفگرا، محروم بودن از استفاده از لباسهای مورد علاقه با سایز کوچک را نوعی محرومیّت جدی تلقی میکنند (ذکایی، 1386: ص19).
2-4) تحقیقات خارجی
تحقیقات انجام شده پیرامون زیبایی و بدن در خارج از کشور در مقایسه با تحقیقات داخل کشور از حیث کیفیت و کمیت در مرتبه بالاتری قرار دارد. گروه تحقیقاتی داو[6] در سال 2004 در پژوهشی با عنوان « زیبایی نقادانه»[7] طی بررسی 3200 زن از 10 کشور جهان در گروه سنی 18 تا 64 سال که به صورت پیمایش تلفنی انتخاب شده بودند، دریافتند که 44 درصد از زنان بر این باور هستند که زیبایی مقولهای فراتر از ویژگیهای جسمانی است (Toni,2004:p19). یافتههای همین تحقیق نشان میدهد زنان، مفهوم زیبایی را به عنوان ویژگیهای جسمانی ذاتی، امری کهنه و منسوخ دانسته و در عوض، موقعیتها و تجربیات را به عنوان عامل توانمندساز در احساس زیبایی در نظر گرفتهاند. از دیگر نتایج تحقیق یاد شده این است که 21 درصد از زنان با خرید محصولات زیبایی و 17 درصد از زنان با نگاه کردن به مجلات مد، زیبایی را تجربه میکنند (Ibid: p 9). همچنین تحقیق یاد شده بیان میدارد «از آنجا که از یک سو دائماً در رسانههای جمعی مفهوم تقلیل یافته زیبایی مورد استعمال واقع میشود و به دیگر مؤلفههای آن نظیر خوشحالی، مهربانی، تعقل، عشق و درک خود، توجهی نمیگردد و از سوی دیگر آن کیفیت خاصی از زیبایی که در رسانهها مورد تأکید قرار میگیرد، پدیدهای غیرقابل دسترسی است، بیشتر زنان، خصوصاً زنان و دختران جوانتر که الگوهای خود را از فرهنگ عمومی اخذ میکنند، دچار نوعی افسردگی و خودکمبینی و اعتماد به نفس پایین میگردند» (Etcoff, 2004: p 47). از یافتههای دیگر این پژوهش، شناسایی میزان به کارگیری محصولات مختلف آرایشی از سوی زنان به منظور احساس جذابیت بیشتر جسمانی میباشد. بر این اساس، دئودورانت با بیش از 82 درصد بیشترین و محصولات روشنکننده پوست با 9 درصد کمترین میزان استفاده را به خود اختصاص دادهاند. محصولات مربوط به نگهداری مو، عطر و ادکلن، مرطوب کنندهها، محصولات مرتبط با نگهداشت صورت، محصولات رنگی و آرایشی، محصولات مرتبط با نگهداری ناخن، محصولات ضد آفتاب به ترتیب 75%، 74%، 70%، 68%، 57%، و 21% میزان استفاده را به خود اختصاص دادهاند (Ibid: p 31).[3]
در پژوهش دیگری با عنوان «زیبایی، نماد منزلت»[8]، نتایج به دست آمده نشاندهنده این نکته است که جذابیت صورت، تفاوتهای قابل پیشبینی را در ارتباطات عام و خاص ایجاد میکند و نیز تأثیرات و جذابیت چهره میتواند در ترکیب با ویژگیهای منزلتی دیگر دچار تغییر و تعدیل گردد p 140) (Webster,1983:.
) گافمن
از مکاتب جامعهشناسی که بدن را به عنوان موضوع مباحث خود قرار دادهاند میتوان از مکتب کنش متقابل نمادین و آثار جامعهشناس کاناداییتبار، اروینگ گافمن یاد کرد. گافمن بر این نکته تأکید میکند که بین «خود اجتماعی» و یا هویت اجتماعی با «خودِ واقعی» فاصله وجود دارد. وی برداشت از «خود» را با رهیافت نمایشیتشریح میکند. گافمن با رویکرد نمایشی خود، نقشهای اجتماعی و موقعیتهای اجتماعی را تنها نمایشهایی میبیند که در زندگی روزمره اجرا میشوند. به عقیده او، «خودِ» افراد به وسیله نقشهایی که در این موقعیتها اجرا میکنند، شکل میگیرد و معنا مییابد. گافمن ضمن استفاده از مفهوم «خود» تا اندازه زیادی به بدن فرد اشاره دارد. از دید او، عاملان بدنی یا جسمی نیز رأی جمعکنهایی هستند که با توسل به همه روشهای علامتدهی اجتماعی، سعی دارند نظر دیگران را به خود جلب کنند. این عاملان بدنی، «معرفهای تجسدیافته منش و منزلتاند» که میتوانند توسط دیگر کنشگران مورد تفسیر قرار گیرند (لوپز و اسکات، 1385: ص155).
فهرست روش تحقیق رابطه بین وضعیت اقتصادی با پذیرش اجتمایی دانش آموزان ابتدایی ایذه
فهرست:
ندارد.
منبع:
× ادیبی، حسین و انصاری،عبدالمعبود(1383)،«نظریههای جامعه شناسی»، تهران، نشر دانژه.
× اسکید مور، ویلیام (1375)، «نظریههای جامعهشناسی، تفکر نظری در جامعهشناسی»، (علیمحمد حاضری و دیگران)، تهران، انتشارات تابان.
× آقایاری، سحر(1382)، «بررسی گرایش زنان به جراحی پلاستیک»، پایاننامه مقطع کارشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.
× چاوشیان، حسن (1381)، «بدن به مثابه رسانه هویت»، مجله جامعهشناسی ایران، ش 4.
× ذکایی،محمد سعید(1386)، «فرهنگ مطالعات جوانان»، تهران، انتشارات آگه.
× ذکایی، محمدسعید (1386)، «جامعه شناسی جوانان ایران»، تهران، انتشارات آگه.
× رضایی، محمدحسین (1384)، «تحلیل جامعه شناختی پوشش اسلامی»، فصلنامه مصباح، ش46، سال دوازدهم.
× رفیعپور، فرامرز (1376)، «توسعه و تضاد»، تهران، شرکت سهامی انتشار.
× ریتزر، جورج (1374)، «نظریههای جامعهشناسی در دوران معاصر»، (محسن ثلاثی)، تهران، انتشارات علمی.
× سراج زاده ،حسین(1381)،«چالشهای دین و مدرنیته»، تهران، انتشارات طرح نو.
× سرمد، زهره و دیگران (1382)، «روشهای تحقیق در علوم رفتاری»، تهران، انتشارات آگاه.
× شویده، کریستین و فونتن، اولیویه (1385)، «واژگان بوردیو»، (مرتضی کتبی)، تهران، نشرنی.
× علیمحمدزاده، خلیل و سلیمانی، زهرا (1384)، «زن، حجاب و حقوق از نگاهی دیگر»، تهران، انتشارات فردوس.
× فاضلی، محمد (1382)، «مصرف و سبک زندگی»، قم، انتشارات صبح صادق.
× فرجی، مهدی و حمیدی، نفیسه (1384)، «نگرش زنان نسبت به انواع پوششهای رایج»، تهران، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی.
× گیدنز، آنتونی (1385)، «تجدد و تشخص؛ جامعه و هویت شخصی در عصر جدید»، (ناصر موفقیان)، تهران، نشر نی.
× لوپز، خوزه و اسکات، جان (1385)، «ساخت نظریه اجتماعی»، (حسین قاضیان)، تهران، نشر نی.
× هنسن، جوزف و دیگران (1381)، «آرایش، مد و بهرهکشی از زنان»، (افشنگ مقصودی)، تهران، نشر گل آذین.
* Ahmed, S & Stacy, J (2001), “Thinking through the Skin”, London, Routledge.
* Black, P & Sharma, U (2001), “Men are real, women are made up: Beauty Therapy and the Construction of feminity”, The Editorial Board of Sociological Review.
* Etcoff, N (2004), “The real truth about beauty: a global report”, Finding of the Global Study on Women, Beauty and Well being.
*Gimlin, Debra (2006), “The Absent Body Project: Cosmetic Surgery as a Response to Bodily Dye-appearance”, Sociology, Vol.40, No.4.
* Gottfried, Heid (2003), “Tempting bodies: shaping gender at work in Japan.”, Sociology, Vol.37,No.2.
* Howson, A & Inglis, D (2001), “The body in sociology: tensions inside and outside sociological though”, The Editorial Board of Sociological Review.
* Shilling,Chris (1993), “Body and Social Theory”, London, Sage Publication.
* Synnot, Anthony (1988), “Truth and Goodness, Mirrors and Masks, part I: Sociology of Beauty and Face.”, British Journal of Sociology, Vol.40, No.4.
* Synnot, Anthony (1990), “Truth and Goodness, Mirrors and Masks, part II: Sociology of Beauty and Face.”, British Journal of Sociology, Vol.41, No.4.
* Toni, C. Antonucci (2004), “The Dove Roport: Challenging Beauty.”, New York, Edelman publication.
*Tsianakas,V & Rice, K (2005), “Gender Impact Assessment: Body Image.”, Australia, Women's Health Publication.
* Webster, M. & Driskell, J (1983), “Beauty as Status”, American Journal of Sociology,Vol.89, No. 1.
*Wellington, A. Christine & Bryson, R. John (2001), “At Face Value: Image Consultancy Emotional Labour and Professional Work”, Sociology, Vol.35, No.4.