چکیده :
تعریف خرافات:
در لغتنامه دهخدا معنی لغوی خرافات سخنان پریشان و نامربوط است. این کلمه جمع خرافه به معنی چیده شدن میوه و نام مردی پریزاد از قبیله عذره است که مردم سخنان او را باور نداشتند و معتقد بودند دائماً هذیان میگوید.
خرافات در طول تاریخ بخش عمدهای از تمام فرهنگهای قدیم و جدید بوده و به خاطر چنین آمیختگی دیرینهای هنوز هم بسیاری از مردم به عقاید خاص خرافاتی اعتقاد دارند و از آن پیروی میکنند.
پیشینه خرافات به صد سال پیش از میلاد مسیح برمیگردد به طوری که گاهی این باورها گریبانگیر بسیاری از دانشمندان و فلاسفه بزرگ نیز شده مثلاً فیثاغورس فیلسوف و ریاضیدان یونانی که در حدود 530 سال پیش از میلاد مسیح میزیسته معتقد بوده:
نباید آتش را با چاقو زیر و رو کرد.
نباید از روی ترازویی که در حال وزن کردن است عبور کرد.
رختخواب باید هر روز صبح جمع شود.
دستها را نباید با اشتیاق برای کسی تکان داد.
نباید اجازه داد آب روی ناخن بماند!
روانشناسان میگویند هر چه افراد افکار خرافاتی بیشتری داشته باشند میزان اضطراب، خودکمبینی و روانپریشیشان نیز بیشتر است. زیرا وقتی انسان در برابر حادثهای ناگوار قرار میگیرد و از علل وقوع آن سردرنمیآورد یا از درک آن عاجز است، سعی میکند از طریق ابزاری بیربط و سهلالوصول و یا از طریق افکاری قابل پذیرش خود را آرام سازد. با توجه به آنچه گفته شد چون در گذشته علم پیشرفت چندانی نداشت و بسیاری از چراهای انسان بدون جواب میماند خرافات نقش پررنگتری در زندگی بشر ایفا میکرد.
بیان مسئله :
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی رابطه خرافات با سلامت روان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه است.
بدین منظور 62 نفر از دانشجویان متأهل دانشگاه ایذه این دانشگاه به تفکیک جنسیت به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند و آزمونهای خرافته پرستی و خرافه دوستی و همچنین مقیاس بازنگری شده خرافات کولنیزورید (1990) RAAS بر روی آنها اجرا شد. پس از جمعآوری اطلاعات از روشهای آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار و ...) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی توافقی ، مجذور کا (x2) و آزمون t برای مقایسه میانگینهای مستقل ) استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان میدهد که : دانشجویان متأهل با خرافهه پرستی ایمن ، رضایتمندی بالاتری برخوردارند و برعکس یعنی دانشجویانی که از سبک های این پژوهش ایمن اجتنابی و دوسوگرا برخورداربودند ، میزان خرافه پرستی دانشجویان و خانواده های دانشجویان آنان نیز بطور معناداری کمتر از افراد ایمن بود.
اهمیت و ضرورت تحقیق :
تعییین مرز خرافات کار دشواری است .البته معنی آن با آن که بدرستی روشن است اما اگر از ما بخواهند معنی آن را تعریف کنیم متوجه می شویم که اطمینان خاطر ما توهم راحت طلبانه ای بیش نبوده است.اما خرافه: (( به طور کلی هرنوع عقیده نا معقول وبی اساس ))
اما در معانی وسیع فقط حاکی از آن است که کسی آن را کار می برد مایل است به عقاید ونظریه بهخصوصی برچسب نادرست بزند.
در مورد دیگر :((هرنوع عقیده یا عمل دینی نامعقول ))
البته اینکه چه کسی تعیین میکند که عقیده معینی نا معقول است یا معقول ،خود جای سوال است.
اما تعاریف دیگری است مانند:وحشت غیر منطی یا ترس از یک نا شناخته ،مرموز وخیالی یا((یک عقیده ،تردید ،یا عادت وامثال آن که ریشه در ترس وجهل دارد ))
واین رسیدن به یک اصل که همان اشاره به یک عنصر هیجانی است.
خرافه خواه جنبه علنی داشته باشد وخواه نداشته باشد،در هر حال به شیوه عینی قابل بررسی است. خرافات جمع خرافه، حدیث باطل، سخن بیهوده، یاوه و اعتقادات بیاساس و افسانهای است که در فرهنگ بشری، ریشه عمیق تاریخی دارد و همه ادیان آسمانی و بشری از آفت آن مصون نمادهاند. گستره و تجلی اجتماعیخرافه، همواره زمینههای فرهنگی و مردمشناسانه داشته است. آنگاه که حاکمان و مدیران ادوار اجتماعی تاریخ برای آگاهیبخشی و ارتقای سطح اندیشگی مردم اهتمام قائل شده، دامنه خرافات محدود و زمینههای ظهور اجتماعی آن محدود شده است و هر وقت که تولید اندیشگی و اهتمام فرهنگی رو به قهقهرا و کاستی رفته است، زمینههای رسوخ اجتماعی آن فراهم و سوراخهای برون تابیدن خرافهها بیشتر از پیش مهیا گردیده است. در جامعه ما فرهنگ از چیزهای «عجیب و غریب» است خرافات، به طور کلی، از جادو سرچشمه گرفته است. برای آشنایی با جادو و طبقه بندی آن از نظر علمی، بخشی از کتاب " شاخسار زرین " نوشته ی جیمز جرج فریزر را در این جا می آورم:[...جادو بر دواصل استوار است. اصل اول آن است که شبیه، از شبیه تقلید می کند. اصل دوم آن است که دو چیز که زمانی در تماس با یک دیگر بوده اند، حتی پس از این که، از نظر جسمانی، از یک دیگر دور شدند، همچنان می توانند بر یک دیگر اثر بگذارند. اصل اول را می توان به نام "اصل شباهت" و اصل دوم را می توان به نام "اصل تماس" و یا "اصل سرایت" نامگذاری کرد.
اهداف :
رابطه خرافات با سلامت روان دانشجیان ایذه در سال 89-88 را تحت بررسی و پژوهش قرار می دهیم .
پیشینه تحقیق :
بررسی پیشینه تحقیقات (مک کنین (3)، 1968، مانسفید (4) و باس، 1981، کاتل (5) و بوچر 1968، نشان می دهد که پیروان اصالت ذات، ارائه خرافات واهی را یک مغز متفکر ساپورت می کند ، ولی حتی متفکران پیشرو (ترمن ( 6)، 1925، کالکس (7 ) ، 1926 ، گالتن (8)، 1869) نیز بر این باور بودند که هر چند خرافات نیز مانند هوش، بعد ارثی دارد، باز هم عوامل محیطی می توانند بر این توانایی اثر بگذارند .
سندرز و سندرز (9)، در کتاب راه های بروز خرافات در جامعه از طریق استعاره از طریق تاکید می کند که برای پرورش خرافات باید کودکان و نوجوانان امکان تفکر داد و آنان را از انجام قبول واقعیت و خرافه پرستی آزاد قرار داد تا حد امکان بر حذر داشت. در رابطه این موضوع پژوهشهای (آلبیرخ (10)، 1978، محمدی (11)، 1370) نشان داده اند که افراد خرافه رست به مراتب بیشتر از افراد غیر خلاق توانایی پرورش خرافات و گناه را دارند .
فروید با روش روانکاوانه، خرافات را به "سطح ناهوشیار" ذهن نسبت می دهد. از نظر وی عناصر تهدید زدایی در درون ذهن و در بخش ناخودآگاه وجود دارد که توسط مکانیسم فرافکنی، به جهان خارج نسبت داده می شود.
در مقابل فروید، گوستاو یونگ، اولین روانکاوی بود که فهمید، افکار و عقاید مذهبی و (حتی ) افسانه ای ، مظاهر بینشها و اندیشه های ژرف هستند . یونگ معتقد بود که خرافات، ویژگی اساسی روح آدمی است. از این رو قائل به تمایز افکندن بین باورهای درست و نادرست نبود . یونگ عمدتا به کارکرد خرافات در زندگی و روان آدمی توجه می کرد.
مکتب روانکاوی فروید، فهم، تحلیل و علت یابی خرافات را به درون ذهن انسان ارجاع می دهد. این مکتب خرافات را از جنس واکنشهای روحی در برابر ناملایمات و ناشکیبایی روانی و در مقابل مشکلات و بن بستها می داند. اما خرافات در دستگاه تحلیلی پاولف و اسکینر- بنیانگذاران مکتب رفتارگرایی - به مثابه پاسخهای شرطی شناخته می شود. پاولف ( روان شناس روسی ) با وضع اصطلاح "شرطی شده" قصد داشت شرایط بروز، ظهور و تقویت رفتارها از جمله رفتارهای خرافی را توضیح دهد. وی با آزمایشهای مختلف سعی کرد پیوندی بین محرک شرطی و محرک غیر شرطی برقرار کند.
شرطی شدن به معنای آن است که اگر یک متغیر و یا یک محرک، به نحو تصادفی و به دفعات متعدد در کنار واقعه، حادثه و یا رویدادی ظاهر شود، احتمال اینکه پیوندی بین متغیر و آن واقعه برقرار شود، زیاد است. در چارچوب این نظریه، خرافه در نتیجه تقویت تصادفی نوعی پاسخ عامل آغاز می شود و از این طریق نیز استوار می ماند.
مقدمه
: جامعه ما از مشکل اعتقاد به خرافات رنج می برد واین مشکل بر خلاف تصور عمومی حداقل رو به زوال نیست .اکثر مردم ما در مقابله با یک بحران فکری معمولا بجای یافتن راه حل منطقی به روش های خرافی روی می آورند وآن را یک راه حل منطقی برای خود می دانند.
به همین دلیل حداقل در جهت کمک به اصلاح عقاید یک وسیله برای اندازه گیری شدت خرافات مورد احتیاج است.
هدف:
ارزیابی پایابی وروایی نسخه فارسی پرسشنامه بررسی سلامت روان و اعتقاد به خرافات در میان دانش آموزان دختر دبیرستان معلم شهرستان ایذه در سال تحصیلی 87-88
مقدمه واهمیت موضوع
الف) خرافات چیست:
تعییین مرز خرافات کار دشواری است .البته معنی آن با آن که بدرستی روشن است اما اگر از ما بخواهند معنی آن را تعریف کنیم متوجه می شویم که اطمینان خاطر ما توهم راحت طلبانه ای بیش نبوده است.اما خرافه: (( به طور کلی هرنوع عقیده نا معقول وبی اساس ))
اما در معانی وسیع فقط حاکی از آن است که کسی آن را کار می برد مایل است به عقاید ونظریه بهخصوصی برچسب نادرست بزند.
در مورد دیگر :((هرنوع عقیده یا عمل دینی نامعقول ))
البته اینکه چه کسی تعیین میکند که عقیده معینی نا معقول است یا معقول ،خود جای سوال است.
اما تعاریف دیگری است مانند:وحشت غیر منطی یا ترس از یک نا شناخته ،مرموز وخیالی یا((یک عقیده ،تردید ،یا عادت وامثال آن که ریشه در ترس وجهل دارد ))
واین رسیدن به یک اصل که همان اشاره به یک عنصر هیجانی است.