مقدمه :
تغییر ساختار زندگی اجتماعی از زندگی گروهی و محدود خانوادگی و ایلی و قبیله ای به زندگی در جوامع گسترده و متنوع در نهادها و سازمان ها با تکالبف و وظایف مختلف افراد و ایفای نقش انسانها در فرآیند اداری سازمان ها و نهاد ها به عنوان یک عضو از هزاران و میلیونها عضو باعث به وجود آمدن کارکردهایی در درون سیستم های سازمانی گردید و امروزه شاهد صدها اداره و سازمان و نهاد و موسسه و شرکت و ... هستیم که هر کدام با هدف ایفای بخشی از نیازهای اساسی و غیراساسی درصدد تأمین نیازهای متنوع و سیری ناپذیر انسانی در دنیای خاکی تحت عنوان ادامه زندگی تشکیل یافته اند و خود اعضای این تشکل ها در عین تأمین نیاز دیگران خود نیز از موهبت و امتیاز زندگی برخوردارند و روابط و مناسبات و رویکردها و کارکردها و نگرش ها و گرایش ها و انتظارات و توقعات و تکالبف و وظایف و ایفای نقش و برنامه ریزی و سازماندهی و نظارت و کنترل و ارزیابی ها و حتی شکل گیری و حیات و انحلال و تغییر هویت محتوایی و یا تقویت و توسعه حوزه کاری آنها همه و همه تحت عنوان آشنایی مدیریت مفهوم و تبیین می شود و خود مدیریت دارای پیچیدگی ها و شرایط و مقتضیات پیچیده و گوناگونی است که از زمان شکل گیری سازمان ها و نهادها تعاریف و وظایف و حیطه و شرح وظایف و فلسفه و معانی فراوانی برای مفهوم مدیریت به صورت نظریه و تئوری و مبانی و نحوه اجرا و محاسن ومعایب آورده اند. و امروزه مدیریت آنچنان اهمیت و اثربخش است که اگر همه مبانی و امکانات و بودجه و نیروی انسانی لازم در گردش و اداره مجموعه ای مهیا و برقرار باشد اما مدیریت و رهبری سازمان دارای دانش و معرفت مدیریت نباشد، علیرغم همه مقدمات و حتی اقبال از محصولات و کارکردها به زودی
جایگاه خود را از دست خواهد داد. و برعکس اگر مجموعه ای فاقد امکانات لازم و منابع و مأخذ اولیه و فرآیند درونی سازمان هم آشفته و برون داد و نتایج و محصولات و تولیدی تقاضا و مقبولیت لازم را نداشته اما مدیریت آن دارای تدابیر رهبری و توانایی لازم در اداره همه جانبه مجموعه و عالم به شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی باشد. با اتخاذ اصول و روش های و متدها و سازماندهی های خاص و بکارگیری از عوامل انسانی در ساعات خاص برای مقام و منزلت خاصی باشد. به زودی شاهد اوج و شکوفایی مجموعه و جذب و جلب دیگران و توسعه و رشد فرآیند درونی سازمان و مجموعه در تولید و توزیع و ارائه خدمات و نیز رضایت شغلی کارکنان و بهره وری درونی سازمان و تأثیرگذاری در اجتماع می گردد. به همین دلیل در این گزارش به بخشی از تعاریف و زمینه ها و عوامل و کارکردهای درونی و بیرونی مدیریت در سازمانها و تشکل ها می پردازیم.
فصل 1 :
1 ) توانایی تشخیص مفهوم مدیریت و اصول آن ؛
1/1 ) آشنایی با مفهوم سیستم و انواع آن ( سیستم های باز و بسته و کارکردهای آن ها )؛
2/1 ) آشنایی با مفهوم سازمان و انواع آن و کارکردهای سازمانهای رسمی و غیررسمی ؛
3/1 ) شناسایی سبک های مدیریتی، آشنایی با اصول مدیریت و کاربرد آنها ؛
1/1 ) آشنایی با مفهوم سیستم و انواع آن (سیستم های باز و بسته و کارکردهای آنها) :
مفهوم مدیریت :
مدیریت فرآیند به کارگیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و براساس نظام ارزشی مورد قبول صورت گیرد[1].
تعریف مذکور دارای پنج رکن و شاخص است که زیربنای مفاهیم کلی نظری و عملی مدیریت را دربر دارد.
اولاً مدیریت یک فرآیند است. و فرآیند خود شامل تغییر با استفاده از مکانیزم نه با خود به سوی هدف است.
مفهوم نهفته مدیریت، دربر گیرنده هدایت تشکیلات انسانی است.
مدیریت موثر، استفاده از تصمیمات مناسب و رسیدن به اهداف ثمربخش و مطلوب است.
مدیریت کارآ : به تخصیص و مصرف مدیرانه منابع اطلاق می گردد.
و بالاخره مدیریت بر فعالیت های هدف دار تمرکز دارد.
مفهوم مدیریت و کارکردهای آن در همه نظام ها و اجتماعات با اختلافات بسیار اندک محتوایی مشابه مفاهیم فوق را دارد. اما در نظام عمل و اجرا با توجه به نظام های ارزشی بسیار متفاوت خواهد بود.
با ارائه تعریف کلی مباحث ساختاری و درونی مفهوم مدیریت و نیز تأثیرات مختلف برون سازمانی تعاریف گوناگونی شکل می گیرد که به اهم برخی از آنها اشاره می کنیم.
اصولاً ابتدا باید این مفهوم از مدیریت را روشن کرد که مدیریت علم است یا هنر است یا حرفه؟
در تبیین تحولات و مفاهیم مدیریت اشاره گردیده که مدیریت هیچکدام از واژه های ذکر شده نیست، ولی همه آنها هست. زیرا مدیریت شامل همه علوم و هنرها و حرفه ها و حتی دانش ارتباطی بین آنها با حفظ ارزش ها و فضیلت های آفرینش است. زیرا در مفهوم مدیریت جمادات و نبات و حیوانات هم جای دارند و اگر مدیریت یک نظام و سیستم سبب نابودی بخشی از جنگل ها و یا انقراض نسلی از حیوانات در چرخه حیات گردد. مدیریت نا کارآمد است. بولدینگ[2] ضمن شناخت این زمینه ها و با درنظر گرفتن ضوابط عمومی سیستم ها نُه سطح را برای یک سیستم و مدیریت بر آن ذکر کرده است. و طبقه بندی بولدینگ درنظریه سیستمی و شناخت سازمانی و رفتار انسانها از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.
در تقسیم بندی بولدینگ :
سطح اول، را ساخت یا چهارچوب، شامل تمامی قوانین مربوط به استاتیک است ذکر کرده است.
سطح دوم، شامل سیستم غیراستاتیک یا متحرک و ساعت گونه هاست و قوانین دینامیک حاکم بر این سطح است.
سطح سوم، سیستم های بازخورد یا سایبزنتیک[3] همانند ترموستات را شامل می شود.
سطح چهارم، سطح تک یاخته است که به عنوان اولین سطح سیستم های باز توسط پدیده حیات از سطوح قبلی متمایز می گردد.
سطح پنجم ، سطح گیاه و نبات.
سطح ششم، سطح حیوانات و با ویژگی حرکت و احساس از طریق گیرنده های حسی است.
سطح هفتم، انسان است که ویژگی خودآگاهی انسانی حد کمال این سطح است. و با درک زمان و مکان و قدرت تشخیص و تحلیل علامات و اطلاعات و ربط آن را به یکدیگر تصویری از محیط را برای خود می سازد.
سطح هشتم، سازمان های اجتماعی است که باز انسان است که به سازمانها هویت می بخشد.
سطح نهم، دنیای ناشناخته ها و سیتم های متعالی است که در حال حاضر از درک آن عاجز هستیم[4].
اگر کسی نظریه بولدینگ را فقط در سطح روخوانی نظریه مرور کند، حداقل به حیطه و دامنه و حوزه مدیریت و سیستم های مختلف نظام ها واقف می گردد ، حداقل به حیطه و دامنه و حوزه مدیریت و سیستم های مختلف نظام ها واقف می گردد.
و چنانچه اشاره گردید در سطح اول و دوم و سوم به قوانین و اصول مختلف فیزیک و مکانیک و شیمی ریاضی و سایر علوم مرتبط با خلقت اشاره شده است.
سطوح چهارم و پنجم و ششم و هفتم به ماهیت تشکیل اولیه حیات و موجود و تک یاخته ها و موجودات گیاهی و جانوری و بالاخره موجود انسانی با همۀ پیچیدگی ها و اهداف و نقش های آنها در آفرینش اشاره نموده است.
در سطح هشتم به سازمانها و تشکیلات مختلف در جوامع اشاره کرده است که خود آنها نیز تحت تأثیر عنصر انسانی معنی و مفهوم می یابند.
و بالاخره سطح نهم که مجهولات دنیای متمدن امروزی و ارزش های ناپیدای ارزشی و فنی و فرهنگی و علمی و تکنولوژی و ارتباطی است که جهان با همۀ پیشرفت و تعالی درصدد دریافت و کشف آنهاست و هنوز بشر قادر به دستیابی به آنها نشده است.
با این توضیح پاسخ سئوال ذکر شده روشن می گردد که مدیریت، علم یا هنر یا حرفه است و با مطالعه حتی صوری نظریه بولدینگ می توان به این پاسخ پرداخت که مدیریت فقط علم نیست. مدیریت فقط هنر نیست و مدیریت هیچگاه حرفه به حساب نمی آید. بلکه مدیریت، شناخت همۀ طبیعت و ارزش ها و علوم و فنون و کار بست مؤثر و کارآمد آنها در تحقق آرمان ها و اهداف کوچک و بزرگ موجود انسانی در بستر ارزش ها و پایگاه اجتماعی و فلسفه حیاتی آنهاست.
و فقط بخشی از دانش عمده مدیریت ناشی از تجربیات مدیران و آثار و اندیشه های دانشمندان بوجود آمده است[5].چنانچه در مقدمه نیز اشاره گردید، مدیریت از نوع مدرن و جدید سابقه نسبتاً طولانی ندارد. و تمدن های پیشین و ابتدایی از جمله مصریان، چینیان، ایرانیان و رومیان و هندی ها و المانی ها و سایر تمدن های دیرین به جای مدیریت دارای اندیشه ها و بینش هایی در اداره امور مختلف و اجتماعات بودند و در یک سلسله مراتب کلّی و کلان و ابتدائی با تقسیم کار ساده و مختصر نظام های ساده اقوام و قبایل اداره می شد[6].
سه مکتب اصلی و مشهود در مفهوم مدیریت از سایر مکاتب برجسته و مهمتر می باشد. و از مکاتب شناخته شده، مکتب فرآیندی، مکتب تجربی، مکتب رفتار .انسانی، مکتب نظام اجتماعی، مکتب تئوری تصمیم گیری، مکتب کمّی و مقداری و سایر مکاتب طبق برآورد و تحلیل ویلیام اسکات[7] و با تلفیق و مطالعه طبقه بندی های تاریخی سه مکتب را در مدیریت مطرح می کند.
الف ) مکتب کلاسیک : شامل تقسیم کار، سلسله مراتب، حیطه نظارت و ساختار منطقی.
ب ) مکتب نئوکلاسیک : که با نهضت روابط انسانی شناخته شده است.
ج ) مکتب سیستمی : مکتبی که سازمان را همچون سیستم با متغیرهای وابسته به محیط توصیف می کند و مکتب سیستمی از دیگر مکاتب دوگانه نیز ارزشمند تر است زیرا این سیستم به عنوان منظومه واحدی از اجزاء مرتبط و متعادل که اصل وابستگی مهمترین خاصیت آن است. و اگر اجزاء و عناصر را به صورت مجزّا بررسی کنیم هیچوقت سازمان را نمی شناسیم و این شناخت ارتباطی و سیستمی یک مجموعه است که ما را قادر به شناخت سازمان و کارکردهای آن قادر می سازد[8].
2 . 1 ) آشنایی با مفهوم سیستم و انواع آن :
مفهوم سیستم مفهوم تازه ای نیست و ریشه آن در نظام افرینش وجهان طبیعت می رسد. امّا سیستم به صورت تئوری محصول سال های بعد از جنگ جهانی دوم است و استفاده از روش های منظم و مرتبط با همه عوامل و متغیرها با عنوان روش (تحقیق عملیاتی) پس از سال های 1940 در انگلستان آغاز و در آمریکا توسعه یافت، و در سال های 56 – 1950 تئوری عمومی سیستم ها توسط برتالانفی زیست شناسی آلمانی مطرح شد.
و افرادی چون سایمون، بولدینگ، اشبی، چرچمن، کاف و دیگران در توسعه تئوری سیستم کمک کردند.
تئوری سیستمی : مجموعه ای از عناصر و اجزای مرتبط در حالت کنش و واکنش متقابل برای ایجاد یک هدف کلی را شامل می شود[9].
سیستم ها بر اساس مبانی هدفمندی، کارکردی، اهمیتی و ترکیبی به انواع مختلف تقسیم می شوند.
1 ) سیستم های اصلی و فرعی : بدن انسان یک سیستم اصلی و دستگاه گوارش یک سیستم فرعی و یا آموزش و پرورش یک سیستم اصلی و سیستم تربیت بدنی یک سیستم فرعی
2 ) سیستم قطعی و احتمالی : سیستم هایی که نتایج آن قابل اندازه گیری باشد قطعی و سیستم هایی که نتایج آن قابل پیش بینی نباشد احتمالی می گویند.
3 ) سیستم طبیعی و مصنوعی : سیستمی که بر اساس تعاون و عضویت شکل گرفته مصنوعی و سیستمی که بصورت طبیعی و فطری بدون عملکرد آگاهانه انسانی بوجود آمده باشد، سیستم طبیعی است.
4 ) سیستم باز و بسته : سیستمی که با محیط خود رابطه متقابل داشته باشد سیستم باز و سیستمی که با محیط روابط متقابل نداشته باشد سیستم بسته می گویند[10].
در سیستم باز آگاهی از محیط و ارتباط بین روابط خود و اثر گذاری بر محیط استوار است. و بر عکس ضمن کسب اطلاعات از محیط و تغییر و تبدیل داده ها نهاده های جدیدی در چرخه سیستم شکل می گیرد.