گام اول
معرفی طرح نهایی
(paper)
مقدمه:
افراد هر جامعه ای سرمایه های همیشگی آن هستند و هر جامعه ای تمام توجه خود را معطوف به این افراد می کند بطوریکه تلاش هر جامعه ای به این موضوع معطوف است که در هر مقطع سنی آموزش و پرورش مناسب را در محیط مناسب به افراد خود بلاخص کودکان بدهد زیرا هر گونه سرمایه گذاری و برنامه ریزی در رابطه با کودکان در آینده منجر به داشتن افرادی با توانمندیهای خاص و نهایتاً دستیابی به جامعه ای پیشرفته و دارای ارزشهای متعالی خواهدشد.
کودکان باید در شرایطی پرورش یابند تا بتوانند ارتباط مناسب و هدفمند با محیط و جامعه خود را برقرار سازند.پس اولین دوره ورود کودک به اجتماع مرحله ای اساسی و بنیادین در محقق شدن این مهم است.
در فرهنگ ایرانی-اسلامی ما نیز تعلیم و تربیت و علم آموزی جایگاهی بسیار والا دارد[1] و تاکید بر تربیت و پرورش کودکان در سنین پایین که به نوعی آغازگر شکل گیری شخصیت و آماده سازی او برای ورود به اجتماع است بیشتر است[2] زیرا آنچه ضروری است تا کودکان افرادی شایسته و مفید باشند به صورت بالقوه در آنان قرار داده شده تنها باید آن را در محیط و فضایی مناسب شکوفا ساخت بطوریکه چنانچه محیط فیزیکی و فضای کالبدی با ذات و طبیعت جستجوگر کودک سازگار نباشد بعید است روح او ترغیب به یادگیری و استعدادهای بالقوه او بالفعل شود. البته باید در نظر داشت که منظور از این فضا تنها یک محیط فیزیکی صرف نیست بلکه منظور فضایی فعال و تأثیرگذار است که در شکل گیری شخصیت وی دخالت می کند و امنیت و آزادی وآرامش او را تأمین و محافظت می نماید . با قاطعیت میتوان مدرسه را یکی از پیشگامان این گونه فضاهای تأثیر گذار دانست.
بیان ضرورت مطالعه و طراحی
الف) ضرورت کمی:
نظام آموزش و پرورش در ایران با جمعیت تحصیلی حدود 16 میلیون نفر،جمعیت زیر 6 سال 5/11 نفر و افزایش سالانه 5/1 میلیون کودک در سن ورود به مدرسه شایسته توجه بیش از این است و این در حالی است که هنوز حدود 8/1 میلیون کودک بالای 6 سال نتوانسته اند به مدرسه راه یابند،همچنین به یاد داشته باشیم که نرخ رشد گروه سنی 7 تا 16 سال در جامعه ما در حدود 7/4% در سال است یعنی تا 15 سال دیگر ارقام فوق دو برابر خواهند شد که این میزان به جز معلم نیاز به فضاهای آموزشی و پرورشی در سطح کشور را نیز نمایان می کند.
جمعیت استان خراسان طبق سرشماری سال 85 بالغ بر 5551911 نفر می باشد و نرخ باسوادی قبل از انقلاب 40/0%-سال 75، 82/0% و اکنون بیش از 91% می باشد. با توجه به رشد جمعیت در این سالها و نسبت به قبل از انقلاب اسلامی و اینکه هنوز آموزش در بسیاری از مراکز قدیمی صورت می پذیرد،به ایجاد و برپایی فضاها و مکانهای آموزشی و پرورشی(مدارس) جدید نیازمندیم.
جمعیت مطلوب در یک کلاس درس به گونه ای که کارایی مناسب خود را حفظ کند 25-30 نفر است اما در اکثر مواقع به دلیل کمبود فضا و زیاد بودن متقاضی این رقم بسیار بیشتر از حد مطلوب آن است.
و در نهایت اینکه مشهد به عنوان دومین کلان شهر ایران فاقد مراکز آموزشی بزرگ و تکمیل حتی با درصدی از امکانات (نه حتی تمامی آن) می باشد و فضاهای آموزشی ساخته شده نه پاسخگوی نیازهای آموزشی بوده و نه به نیازهای پرورشی دانش آموزان پاسخ می دهد.
طبق آمار سال 85 سازمان آموزش و پرورش آمار تعداد آموزشگاه ها ،کلاس و دانش آموزان مدارس دولتی و غیر انتفاعی مقطع دبستان به شرح زیر است[3](آمار مربوط به مدارس مشهد می باشد.)
البته باید توجه داشت که ابعاد کلاسها بخصوص در مدارس غیر انتفاعی تنها دارای گنجایش حداکثر 15-20 نفر می باشد.
ضرورت کیفی:
" از میان تمامی پروژه های معماری که می بایست طراحی شوند هیچیک به اندازه طراحی مدرسه نمی تواند جذاب و دل انگیز باشد چرا که به بسیاری از فعالیت های مهم انسانی و آموزش و رشد کودکانمان می انجامد." پروفسور لاوسون
اگر جهان امروز را با دنیای صد سال پیش مقایسه کنیم با پیشرفت های خیره کننده ای در علوم ،بازرگانی ،خدمات پزشکی و ارتباطات و ... روبرو می شویم که همسویی با این پیشرفت ها نیاز به دانش آموختگانی توانمند دارد که باید در سیستم و محیط آموزشی خلاقانه به تربیت آنها همت گمارده شود در صورتیکه در ایران به هر کجا که سر بزنیم چنین محیط هایی مشاهده نمی شود بطوریکه حتی اندک تفاوتی در محیط مدارس سالیان گذشته و مدارس امروزه نیز ایجاد نگشته است.
این در حالیست که امروزه عنوان می شود که محیط تعلیم و تربیت بالقوه قادر است تا نیروهای ذهنی ،احساسی و خلاقه کودک را درگیر کرده و آنها را عمیقاً توسعه دهد و در آموزش و پرورش وی فعالانه مشارکت نماید که این مهم در معماری مدارس ما ، فضا و کالبد آنها دیده نمی شود و ساختمانها هیچ تناسبی با نیازهای کودکان و نوجوانان ندارند.
ساختمان هایی که به عنوان مدارس ابتدایی از آنها استفاده می شود عموماً از لحاظ کالبد معماری متناسب با نیازهای کودکان نمی باشد و اساساً فضایی با طراوت برای خانه دوم کودک که زمان قابل توجهی از اوقاتش را در آن سپری می کند نیستند. این فضاها جنبش و پویایی و تحرک عمل را از کودک گرفته و به جای تشویق او به پژوهش و تحقیق او را نسبت به یادگیری دلسرد می کنند.
فضاهای مدرسه از قبیل راهروها ،حیاط و کلاسها و ... در ارائه فضایی مؤثر و سازنده در تربیت کودک نا توان به نظر می رسند که منشأ این نوع نگرش به این گونه فضاها عدم توجه به مقتضیات روحی کودک و نقش فعال وی در آینده جامعه است.(در واقع در اکثر مواقع دیدگاه ما به مدرسه یک دیدگاه کمی است نه کیفی).
در حالیکه همانطور که بیان شد محیط و فضای آموزشی می توانند در ترغیب کردن کودک به تحقیق و پژوهش بسیار مؤثر بوده و با ایجاد محیط صمیمی می توان آموختن در کنار یکدیگر را به تجربه ای شیرین مبدل ساخت.
و نهایتاً اینکه نیاز به نگرشی نو در عرصه آموزش و پرورش کاملاً احساس میشود و یکی از ملزومات اصلی تحقق این امر ایجاد ظرفی جدید برای دنیای آموزشی جدید است.
بیان هدف: ( ارا ئه تصویر کلی از محصول نهایی )
لویی کان واژه "مدرسه" را چنین تعریف می کند:
"تمام مکان هایی که انسان برای تأمین خواسته خود در فراگیری از آنها استفاده می کند مدرسه نام دارد و این مکان ها تنها برای یادگیری و آموختن عقاید و نظرات نمی باشد بلکه برای فهم و ادراک دلایل وجود هر چیز و مناسبت های دوجانبه و روابط بین انسان و طبیعت نیز مورد استفاده قرار می گیرند."
تحقیق ارائه شده عبارتست از طراحی مدرسه ابتدایی 15-20 کلاسه که این پروژه
می تواند مشتمل بر فضاهای زیر باشد:
1.فضاهای آموزشی 2.فضاهای کمک آموزشی
3.فضاهای اداری 4.فضاهای خدماتی
5.سالن ورزشی
6.آمفی تئاتر روباز(فضایی برای قصه خوانی و ...)
7.فضاهایی برای آموزش عملی دروس مانند:باغ گیاه شناسی-...
8.و ...
اهداف کلی که در این تحقیق دنبال می شوند به شرح زیر هستند:
_ ایجاد بستری مناسب جهت تغییر نگرش نسبت به تعلیم و تربیت
_کشف راه منطقی بین یادگیری ،یاددهی و طراحی معماری
_توجه به تناسبات انسانی(کودک)در فضای آموزشی
_انعطاف پذیر ساختن مدرسه و فضای آموزشی(ارتباط مستقیم با طبیعت)
_تشویق کودکان به اکتشاف ،خلاقیت ،تصور ،بیان ،تحقیق و مطالعه(آموزش به صورت
عملی)
_و در مجموع ایجاد دنیایی بهتر برای کودکان
برنامه زمان بندی:
-اول اسفند تا دهم اسفند: معرفی طرح نهایی
-اول اسفند تا نیمه اردیبهشت: فاز مطالعات
-نیمه اردیبهشت تا آخر خرداد: فاز طراحی
- تیر ماه: فاز 2
گام دوم:
شناخت
مرحله اول :
مطالعات پایه - زمینه
فصل اول :
مطالعات پایه
کودک
کودک و فضا
آموزش و پرورش
بررسی انواع نظام های آموزشی
بررسی ابزارهای آموزشی
روانشناسی کودک
در این قرن انسان بیشتر به سرنوشت آینده کودکان خود توجه می کند و به همین علت نیز در هیچ یک از زمانها تا به این حد معلومات خود را ناقص نیافته است . یافتن پاسخ هر سوال راجع به رشد و پرورش کودک صدها سوال تازه را فراروی انسان قرار می دهد. روانشناسی کودک ترکیبی است از عوامل جسمانی و اجتماعی . رفتار و تجربیات اطفال به میزان زیادی بستگی به عوامل زیستی – جنبشی و جسمانی داشته و در ضمن عوامل محیطی و اجتماعی نیز در تغییر و تبدیل عوامل جسمانی مؤثرند. برای مطالعه در مورد کودکان نیز توجه به کلیه این عوامل ضروری است.
در این فصل سعی برآنست تا اصول روانشناسی کودک را برای رسیدن به نیازهای او بررسی کنیم.
روانشناسی رشد و مفاهیم بنیادی آن
روانشناسی رشد
همه موجودات زنده در طول زندگی خود دچار تغییر و تحولاتی می شوند . معمولاً رشد بدنی تا زمان معینی پس از تولد ادامه می یابد، ولی رشد جنبه های روانی ،به ویژه در انسان همواره و بصورتهای گوناگون ادامه دارد . رشد انسان در دوره کودکی و در همه جنبه ها با سرعتی بیش از دوره بزرگسالی ولی به صورت پیوسته ادامه می یابد. رشد انسان در دوره کودکی و با گرایش فطری و غریزی به سوی کمال، متأثر از عوامل درونی و شرایط زیست – محیطی بوده و در شکل گیری خصوصیات انسان در دوره های بعد بسیار مؤثر است [1].
مفاهیم بنیادی در روانشناسی رشد[2]
تعریف رشد
رشد عبارتست از همه تغییرات و تحولاتی که از زمان تشکیل سلول تخم تا هنگام مرگ در انسان رخ می دهد. رشد حرکتی مستمر،دائمی و پیوسته است با سرعتی متغیر.
مفهوم پختگی(رسیدگی)
پختگی به تغییرات خاصی اطلاق می شود که عامل اساسی در آن گذشت زمان همراه با تکامل و نظام یافتگی است. برای ظهور هر رفتاری، دستیابی به حداقلی از رشد،تکامل و آمادگی ضروری است. به عبارتی رسیدن به مرحله معینی از مهارت یا استعداد مستلزم تغییراتی در سیستم عصبی و عضلانی کودک است.
رشد و پرورش
پرورش به تغییراتی گفته می شود که بر اثر آموزش یا تاثیرات عوامل محیطی در انسان ایجاد می شود. رشد و پرورش دو فرایند متفاوت اند، رشد تغییرات کمی و کیفی بر تن و روان و پرورش تغییر در جنبه های رفتاری و روانی است. فرایند رشد مداوم و پیوسته است و آنچه در مرحله ای رخ می دهد، مراحل بعدی را تحت تاثیر قرار می دهد.
گونه های تغییر در فرایند رشد
تغییر در اندازه و مقدار : این تغییر در رشد بدنی و رشد عقلی دیده می شود. اعضای بدن سال به سال بزرگتر می شوند تا بدین وسیله احتیاجات و نیازمندی های روز افزون کودک میسر شود.
تغییر در نسبت: تمام بدن کودک از نظر تناسبات با بدن یک فرد بالغ متفاوت است. این تغییر در نسبت، در رشد عقلانی هم دیده می شود. در سالهای نخست کودکی بین تخیل و واقعیت رابطه نزدیک وجود ندارد ولی با گذشت زمان عنصر خیالی جای خود را به واقعیت می دهد و فرد بر تخیل خود تسلط می یابد.
ناپدید شدن برخی قسمتهای بدن : این تغییر حین تکامل رخ می دهد.
مهمترین این تغییرات غده تیموس است که در سینه جای دارد.
4- کسب مشخصات تازه : در برابر ناپدید شدن قسمت هایی از بدن، وی مشخصات روانی، بدنی تازه ای کسب می کند. دسته ای از این مشخصات از طریق یادگیری حاصل می شود. ولی بخش اعظم از آن نتیجه تکامل قوایی است که در هنگام تولد هنوز کاملاً پدیدار نشده بود. مانند رویش دندان های دائم[3].
عوامل مؤثر در رشد
مقدار وضع رشد ممکن است به سبب عواملی که در داخل یا خارج بدن انسان قرار دارد تغییر کند .تغییرات رشد محصول تعامل عوامل ژنتیکی و محیطی می باشند که عبارتند از: عوامل داخلی (عوامل وراثتی) و عوامل خارجی مانند: محیط- تغذیه- هوای آزاد و نور خورشید- بیماریها و آسیب ها و 0بافتهای مختلفی که کودک در آن به سر می برد[4] .
زمینه های رشد
- رشد حرکتی ، ایجاد هماهنگی و توازن در تمام قسمتهای بدن.
- رشد عاطفی – اجتماعی، وضعیت احترام به نفس، احساس راحتی، کنترل فردی، روابط متقابل، رفتار اجتماعی و شناخت جنسیت.
- رشد شناختی، زبان، فکر منطقی، خلاقیت، حل مسائل، ظرفیت توجه و میزان درگیر شدن با تکالیف.