خلاصه پایان نامه بررسی ویژگی های اولیاءالله در رساله ی قشیریّه، کشف المحجوب ، مرصادالعباد، سرّالاسرار و سلک السّلوک
پایاننامه برای دریافت درجهی کارشناسیارشد" M.A."
گرایش
زبان و ادبیّات فارسی
چکیده
در هر دوره و زمانهای، انسانهایی که آرزومند رسیدن به مرحلهی کمال و دور از کاستیها و نقصها بودهاند، برای رسیدن به آن مرحلهی کمال، ویژگیهایی که در پایاننامه آمده است، در نظر گرفتهاند تا پس از رسیدن به منتهی مرتبهی کمال به راهنمائی و ارشاد دیگران بپردازند و در تهذیبشان بکوشند. دراین پایاننامه سعی شدهاست که مشخصات ویژگیهای اینگونه شخصیّتها مورد بررسی قرار گیرد.
در نگارش این پایاننامه سعی شد ابتدا مطالب موردنظر از کتابهای عرفانیِ کشفالمحجوب ، رسالهیقشیریّه ، مرسادالعباد ، سلکالسّلوک و سرّالاسرار مورد مطالعه قرار گیرد و ضمن مقایسه آنها با سایر کتب ، ویژگیای که یک ولیّ خدا باید داشته باشد از این کتابها استخراج و بعد به شرح و تفسیر آن صفات و ویژگیها پرداخته شود. ویژگیهایی که به طور مثال از این قرار بودهاند: اتّصال با خدا، انس با حق، اخلاص مطلق، ترک هوی و هوس، اجتناب از صفات زشت اخلاقی، بینیازی از غیر حق، صبر و شکیبایی و...
بررسی دیدگاههای نویسندگان این کتابها نشان داد که یک انسان کامل باید دارای چه خصوصیّاتی باشد تا بتوان آنها را از انسانهای دیگر متمایز کرد.
پیشگفتار
عنایت پروردگار متعال این توفیق را شامل حال بنده کرد تا موضوعی را که علاقهی وافر به آن داشتم انتخاب کنم و با ویژگیهای انسانهای وارستهای که مظهر اسمای الهی بر روی زمیناند آشناشوم.
من به واسطهی انتخاب این موضوع ویژگیهای اولیاءالله در رسالهیقشیریّه،کشفالمحجوب، مرصادالعباد، سرّالاسرار و سلکالسّلوک را به عنوان پایاننامهی دورهی کارشناسی ارشد برگزیدم تا بتوانم تا آنجا که در توان دارم در تهذیب نفس خود بکوشم و از فیوض حیاتبخش ربّانی بهرهها جویم.
ولیّ خدا انسانی است که از حجابهای ظلمانی و نورانی رهایی مییابد، به اصل خویش برمیگردد و شخصیّتی است که به مقام فنا میرسد. او مانند آیینهای است که در پهنهی نظام هستی گسترده شده است و خدا را به خوبی نشان میدهد. یعنی موجودی که به بهترین و کاملترین صورت توانستهاست حکایت از حق و کمالات او کند. او در مخلوق بودن، حقّ مطلب را ادا میکند و به اشرف مخلوقات بودن انسان جامهی عمل میپوشاند، اسمای الهی در وجود او به خوبی تجلّی میکند، این تجلّی به گونهای است که شهود او، شهود حق و جمال او، جمال مطلق را نشان میدهد و «جلوهی تمامنمای حق است.»(1 )
به اعتقاد ابن عربی، نویسندهی قرن هفتم انسان کامل خلیفه الله در زمین، معلّم مَلَک در آسمان، کاملترین موجودات، صورت کامل حق، کلمهی فاضلهی جامعه، نسخهی اکمل الهی و ستون آسمان و زمین است.(2 )
از آنجا که انسان کامل مظهر الهی است، جامع و مظهر اسمای او نیز خواهد بود. همان اسمایی که خداوند سبحان، به صورت علم لدنّی، به انسان صفیالله آموخته است.(3 )
در ابتدای انجام این کار تشویش این را داشتم که آیا میتوانم موضوعی با این وسعت را به پایان برسانم یا نه؛ چون کسانی دیگر بودند که لیاقت انجام دادن چنین تحقیقی را داشتند؛ امّا توکّل به درگاه حضرتش مرا
1- جوادی عاملی، عبدالله، 1382، شمیم ولایت، قم: اسراء، ص422 و 423
2- ابنعربی، محیالدّین، 1366، فصوص الحکم، مصحّح ابوالعلاءعفیفی، تهران: االزّهرا، ص5
3- سورهی بقره آیهی 31
در این راه بدرقه کرد، همچنین به وسیلهی مشورت کردن با استاد بزرگوار آقای دکتر انواری که در طول دوران تحصیل مشوّق نیکویی برای من بودند در این راه از ایشان مدد گرفتم و با اعتماد به راهنماییهای استاد گرانقدرم آقای دکتر خشکبار و به مشاورهی آقای دکتر خشنودی این مسیر را طی کردم و این ندای زیبای حضرت مولانا در جانم طنینانداز شد که:
تو مگو ما را بدان شه بار نیست با کریمان کارها دشوار نیست
در ابتدای کار بنده با راهنماییهای استادان عزیز کتابهای مورد نظر را مورد مطالعه قرار دادم و ویژگیهایی که یک انسان میتواند داشته باشد تا به مقام قرب الهی برسد آنها را استخراج کردم و در فیش نوشتم. موضوعهایی که در بین این کتابها مشترک بود مثل علم، تقوا، توکّل و... را روی هم گذاشتم و به بررسی این ویژگیهادر منابع ذکر شده پرداختم. در ابتدا کتاب ترجمهیرسالهیقشیریّه، بعد کشفالمحجوب، مرصادالعباد، سرّالاسرار و در آخر سلکالسّلوک را مورد بررسی قرار دادم و تا حدّ توان سعی کردم برداشتهای خود را از این منابع بنویسم. معنای هر ویژگی را از فرهنگ اصطلاحات عرفانی استخراج کردم. سعی نمودم در این پایاننامه تا حدّ توان از منابع دیگر هم استفاده کنم.
تا آنجا که توانستم این کار را انجام دادم، کار میتوانست بیشتر از این باشد ولی به خاطر زمان کم و حجم زیاد کتابها تا اینجا توانستم این کار را به انجام برسانم، از شما دانشجویان محترم که به این موضوعات علاقه دارید خواهشمندم این مسیر را ادامه دهید؛ چون ما دانشجویان که ادّعای علم را داریم باید در کنار علومی که میآموزیم به معنویّات و تهذیب نفس نیز بپردازیم زیرا خدا ما را خلق کرده است تا به اشرف مخلوقات بودن انسان تحقق بخشیم.
مقدّمه
عرفان به معنای شناختن و آگاهی و درایتی است که بعد از جهل و نادانستن به دست میآید.
عارف کسی است که خداوند را با اسماء و صفاتش میشناسد و اوامر الهی را با عشق انجام میدهد و به دنیا و تعلّقات آن پشت پا میزند.
عرفان: «در اصطلاح، راه و روشی است که طالبان حق برای نیل به مطلوب و شناسایی حق برمیگزیند.»(1)
عرفان بر دو بخش تقسیم میشود: «1- عرفان عملی: یعنی سیر و سلوک و وصول و فنا 2- عرفان نظری: یعنی بیان ضوابط و روشهای کشف و شهود.» (2 )
عرفان در حقیقت روش ویژهای است که سالک برای دست یافتن به حقایق هستی بر شهود، اشراق، وصول و اتّحاد با حقیقت تکیه میکند و رسیدن به این مرتبه را نه از راه استدلال؛ بلکه از راه تهذیب نفس و کنار گذاشتن امور دنیوی و توجّه کامل به امور روحانی و معنوی میداند.
عارف: «در اصطلاح کسی است که حضرت الهی او را به مرتبهی شهود ذات و اسماء و صفات خود رسانیده، و این مقام از طریق حال و مکاشفه بر او ظاهر گشته باشد نه از طریق علم و معرفت.»(3 )
اگر ما بخواهیم در مورد عرفان سخن بگوییم سخن به درازا میکشد، امّا به کوتاه سخن، عرفان شناخت ذات و صفات خداوندی و یگانه شدن با او است که به یاری عشق، ذوق و کشف و شهود به دست میآید.
تنها لطف و نظر و عنایت و رحمت الهی است که سالک را به این مرحله میرساند. هدف عارف در عرفان شناخت ذات آفرینندهی بزرگ جهان است وتنها زمانی به این هدف میرسد که مبانی شرع، زهد، اعراض از دنیا، و تزکیهی نفس به وسیلهی تعلیم، سیر و سلوک در وادیهای شریعت، طریقت و حقیقت را رعایت کند.
1- سجّادی، سیّدجعفر، 1375، فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، تهران: کتابخانهی طهوری، ص577
2- همان، ص577 3- همان، ص565
انسان کامل (اولیاءالله)
«اولیاء- جمع ولی و دارای معانی بسیاری است چون: دوست، یار، سرور، همپیمان، مطیع، و... هم به بزرگان دین و عرفان اطلاق میشود.»(1)
انسان کامل (ولیِّ خدا)، از اصطلاحات کلیدی عرفان نظری است.تعریفهای گوناگون دربارهی مفهوم ولیِّخدا آنچنان گسترده است که به دست دادن تعریفی جامع و فراگیر از آن سخت دشوار است. با این همه، با توجّه به مجموع افکاری که اهل عرفان در مورد آن عرضه کردهاند، میتوان گفت انسان کامل، انسانی است دارای این ویژگیها: (2)
1- علّت غایی خلقت است. 2- سبب ایجاد و بقای عالم است. 3- متخلّق به اخلاق الهی است. 4- اسم جامع الهی(الله) در او تحقّق یافتهاست. 5- واسطهی میان حق و خلق است. 6- خلیفهی بلامنازع حق است. 7- راهنمای خلایق است، هم از حیث ظاهر (شریعت) و هم از نظر باطن (طریقت). 8- هر چند مخلوق خداست امّا نظر به آنکه صفات و اخلاق الهی در او وجود دارد و دوگانگی از او برخاسته است و با هویّت متعالی الهی وحدت ذاتی پیدا کردهاست.
البتّه ممکن است بعضی از بزرگان، پارهای از این ویژگیها را قبول نداشته باشند، مثلاً مولوی ویژگی هشتم را قبول ندارد و معتقد است در این دنیا دوگانگی میان خالق و مخلوق، هیچگاه برطرف نخواهدشد.( 3) امّا در مجموع، میتوان این صفات را به عنوان مهمترین ویژگیهای انسان کامل که بیشترین اتّفاق نظر در مورد آن وجود دارد برشمرد.
از مطالب خوانده شده در شرح اصطلاحات تصوّف دکتر صادق گوهرین اینگونه برداشت میشود که:( 4)
1- فرهنگ اصطلاحات عرفانی، همان، ص156
2- ابنعربی، محیالدّین، 1366، فصوص الحکم، مصحّح ابوالعلاءعفیفی، تهران: االزّهرا، ص5
3- مولوی، جلالالدّین، 1374، مثنوی، به کوشش توفیق سبحانی، تهران: ارشاد، ص242
4- شرح اصطلاحات تصوّف، دکتر سیّد صادق گوهرین، ص416
قطب در نزد اهل سلوک یک تن است و در هر زمان مورد نظر خداوند متعال قرار میگیرد. قطب مثل دل پیامبر(ص) است و در راست و چپ او دو امام وجود دارد، «آنکه در طرف راست او است عبدالرّب نام دارد و آنکه در طرف چپ است عبدالملک.» (1)
قطب تنها انسان کاملی است که همهی مقامات سیر و سلوک را میگذراند و به درجهی کمال واقعی میرسد و بر تمام خلق خداوند متعال مسلّط میشود. «به قطب، غوث هم گفته میشود»(2) و از مخلوقات تنها کسی است که مورد نظر خاص خداوند قرار میگیرد و خداوند متعال نیابت خود را در همهی زمانها به او عطا میکند و او در هستی و عدم و آشکار و نهان در سریان است؛ آنگونه که در مرصادالعباد آمدهاست: « به کرّات از وجود به عدم رفته و از عدم به وجود آمده، گاه موجود معدوم بوده و گاه معدوم موجود بوده و گاه نه موجود و نه معدوم بوده.» (3)
انسان کامل در حقیقت عقل عالم و روح جهان است و دنیا کالبد اوست، رضای او رضای خداست و سخن او سخن حق است.
از مطالب نوشته شده در مرصادالعباد برمیآید:
«و چون خواجه علیهالسّلام به مثابت دل بود بر شخص انسانی، و انبیا دیگر اعضا،...پس چنانکه در معرفت جملهی اعضا تبع دل آمد، و همچنین در نبوّت انبیا تبع محمّد باشند.» (4)جایگاه انسان کامل در جهان به جایگاه دل در نظام بدن و پیکر انسانی شباهت دارد؛ همچنانکه ادامهی حیات و تحوّل و تحرّک اعضای بدن همه از دل برمیخیزد، حیات و حرکت افراد انسانی و موجودات عالم نیز به انسان کامل پیوسته است. از این روی تاوقتیکه انسان کامل در عالم وجود دارد، عالم محفوظ است و رحمت حق و مدد الهی در
1- شرح اصطلاحات تصوّف، دکتر سیّد صادق گوهرین، ص416
2- شرح اصطلاحات تصوّف، دکتر سیّد صادق گوهرین، ص416
3- رازی، نجمالدّین، 1373، مقدّمهی مرصادالعباد، به اهتمام دکتر محمّد امین ریاحی، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص32 4 - همان، ص50-46
جهان جاری است. امّا اگر انسان کامل از جهان برود و کسی قائم مقام او نباشد که به نیابت او عمل کند، فیض و رحمت الهی در جهان پایدار نمیماند.
فهرست پایان نامه بررسی ویژگی های اولیاءالله در رساله ی قشیریّه، کشف المحجوب ، مرصادالعباد، سرّالاسرار و سلک السّلوک
فهرست:
ندارد.
منبع:
1- قرآن مجید، 1384، ترجمه: محمّد مهدی فولادوند، قم: دارالکریم(دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی)
2- ابندبّاغ، عبدالرّحمن بن محمّد، 1379، عشق اسطرلاب اسرار خداست: (مشارق انوار القلوب و مفاتیح اسرار الغیوب)، مترجم: قاسم انصاری، تهران: طهوری
3- ابنعربی، محیالدّین، 1366، فصوص الحکم، مصحّح ابوالعلاءعفیفی، تهران: االزّهرا
4- اسفندیار،محمودرضا،1380، بازنویسی انسان کامل اثرعزیزالدین نسفی،تهران:موسسهی فرهنگی
5- الجرجانی، ابوالمحاسنالحسینبنالحسن، 1337، تفسیرگازر، تهران: چاپخانهی دانشگاه تهران
6- العلوی الحسین الموسی، محمّد کریم، 1396ق، تفسیر کشفالحقایق عن نکت الایات والدّقایق، تهران: حاج عبدالمجید- صادق نوبری
7- الکلینیالرّازی، ثقه الاسلام، 1368، اصولکافی، ترجمه و شرح آقای حاجسیّد جواد مصطفوی،
تهران: دفتر فرهنگ نشر اهلالبیت علیهمالسّلام
8- امین و بانو، اصفهانی، 1361،مخزن العرفان در علوم قرآن (کنز العرفان) تهران: نهضت زنان مسلمان
9- انصاری، خواجهعبدالله، 1385، رسالهی صد میدان، به اهتمام قاسم انصاری، تهران: طهوری
10- ، 1354، منازل السّائرین، تهران: کتابخانه علمیّهی حامدی
11- بهار، محمّد تقی، 1369، سبکشناسی، تهران: مؤسّسهی انتشارات امیرکبیر، جلد2
12- ، 1370،سبکشناسی، تهران: مؤسّسهی انتشارات امیرکبیر، جلد3
13- بهرامپور، ابوالفضل، 1378، نسیم حیات، تفسیر قرآن کریم، قم: هجرت، جزء 2
14- ، 1378، نسیم حیات، تفسیر قرآن کریم، قم: هجرت، جزء 5
15- بیات، محمّدحسین، 1374، مبانی عرفان و تصوّف، تهران: دانشگاه علّامه طباطبایی
*- برای احترام، قرآن در اوّل منابع آورده شد.
16- جامی، نورالدّینعبدالرّحمن، 1385، مثنوی هفت اورنگ، تصحیح مرتضی مدرّس گیلانی، تهران: اهورا
17- جهانگیری،محسن، 1375، محیالدّین بن عربی چهرهی برجستهی عرفان اسلامی، تهران: دانشگاه تهران
18- جوادی آملی، 1377، تفسیر موضوعی قرآن کریم، قم: اسراء
19- ، عبدالله، 1382، شمیم ولایت، قم: اسراء
20- چیتیک، ویلیام، 1382، درآمدی بر عرفان و تصوّف، مترجم: جلیل پروین، تهران: پژوهشکدهی امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی، معاونت پژوهشی
21- حافظ، خواجه محمّد،1371، دیوان غزلیّات خواجه حافظ شیرازی، به اهتمام دکتر خلیل خطیب رهبر
22- ، 1377، حافظ دیوان غزلیّات با معنی واژهها و شرح بیتها ، به کوشش دکتر خلیل خطیب رهبر، تهران: صفی علیشاه
23- حائری،محمّد حسن، 1379، راه گنج، اصول و مبانی عرفان و تصوّف در ادب فارسی، تهران:مؤسسهی انتشارات مدینه
24- حسینالهمدانی، سیّدمحمّد، 1380 ق، انوار درخشان در تفسیر قرآن، مشخصات نشر: تهران: کتابفروش لطفی 18 جلد
25- حقیقی، کریم محمود، ۱۳۷۸، از خاک تا افلاک، قم: مؤسسه ی فرهنگی انتشاراتی حضور
26- خرّمشاهی، بهاءالدین، 1366، حافظ نامه، تهران: انتشارات سروش
27- خسروانی، شاهزاده علیرضا میرزا، 1390- 1397 ق، تفسیر خسروی، تهران: چاپ الاسلامیّه
28- دهخدا، علیاکبر، 1377، لغتنامهی دهخدا، تهران: مؤسسهی انتشارات و چاپ دانشگاه تهران
29- دیوان غزلیّات حافظ،1371، به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: انتشارات صفی علیشاه
30- رازی، نجمالدّین، 1373، مقدّمهی مرصادالعباد، به اهتمام دکتر محمّد امین ریاحی، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی
31- ، 1352، مرموزات اسدی در مرموزات داوودی، چاپ مؤسسهی مطالعات اسلامی در دانشگاه مک گیل، کانادا، شعبه تهران
32- رکنی یزدی فاطمه، نشریّهی مشکوه ۸۶، بازگشت به خدا برآیند خوف و رجا
33- رودگر، دکتر محمود، 1380، جمال عشق، انتشارات تجلّی
34- زرّینکوب، عبدالحسین 1356، از کوچهی رندان، تهران: امیر کبیر
35- زمان احمدی، محمّدرضا، ۱۳۸۱، درآستان جانان (مبانی عرفان و تصوّف)، ارک: دانشگاه آزاد اسلامی، انتشارات علمی، تهران: فرتاب
36- زمانی، کریم، 1378- 1381، شرح جامع مثنوی، تهران: اطّلاعات
37- سجّادی، سیّدجعفر، 1375، فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، تهران: کتابخانهی طهوری
38- شایگان، داریوش،1382، آیین هندو و عرفان اسلامی، مترجم: جمشید ارجمندو، تهران: نشر و پژوهش فروزان روز
39- شجاعی، محمّد،1364، مجموعه مقالات، تهران: سروش (انتشارات صدا وسیما)
40- شیخ بهائی، 1376،کشکول، ترجمهی عزیزاللهکاسب، تهران: انتشارات گُلی
41- شیمل،آن ماری، 1377، ابعاد عرفانی اسلام، مترجم: عبدالرّحیم گواهی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی
42- صفا، ذبیحالله،1371، تاریخ ادبیّات در ایران، تهران: انتشارات فردوس، ج دوّم
43- ،1371، تاریخ ادبیّات در ایران، تهران: انتشارات فردوس،ج سوّم
44- طاهرزاده، اصغر، 1387، آشتی با خدا، اصفهان: لُبالمیزان
45- طباطبایی، سیّدمحمّدحسین، 1378، تفسیر المیزان، مترجم: سیّدمحمّدباقر موسوی همدانی، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعهی مدرّسین حوزهی علمیّهی قم
46- عاملی، ابراهیم، 1363، تفسیر عاملی، مشهد، کتابفروشی باستان
47- عزالدّین کاشانی، محمودبن علی،1381، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، تصحیح و توضیحات عفّت کرباسی و محدرضا برزگر خالقی، تهران، زوّار
48- عطّار نیشابوری، فریدالدّین، 1345، دیوان، مصحّح تقیتفضّلی، تهران: بنگاه ترجمه و نشرکتاب
49- ، 1381، منطقالطّیر، تصحیح و شرح محمّدکاظم دزفولیان، تهران: طلایه
50- ، 1366، منطقالطّیر، به اهتمام محمّد رنجبر، تهران: انتشارات اساطیر
51- علیبنابیطالب(ع)، امام اوّل، 1380، نهجالبلاغه، مترجم: علیاصغرفقیهی، قم: انتشارات مشرقین
52- غزنوی، سنایی، حدیقه الحقیقه، به تصحیح مدرّس رضوی، انتشارات دانشگاه تهران
53- فروزانفر، بدیعالزّمان، 1370، احادیث مثنوی، تهران: امیرکبیر
54- ، 1367، ترجمهی رسالهی قشیریّه، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی
55- ، 1367-1377، مثنوی شریف، تهران: زوّار
56- کارگر محمّد یاری، رحیم، 1336، داستانها و حکایتهای حج، تهران: مشعر
57- کاشفی، محمّد رضا، 1384، عرفان و تصوّف، قم: دفتر نشر معارف
58- کلابادی، ابوبکر،1349 ، خلاصهی شرح تعرّف، مصحّح: احمدعلی رجایی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران
59- کوربن، هانری، 1382، آیین جوانمردان، مترجم: احسان نراقی، تهران: سخن
60- گولپناولی، عبدالباقی، 1374، شرح مثنوی شریف، مترجم: توفیق سبحانی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دفتر۵
61- ، 1374، شرح مثنوی شریف، مترجم: توفیق سبحانی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دفتر سوّم
62- گوهرین صادق، ۱۳۶۷ – ۱۳۷۸ ، شرح اصطلاحات تصوّف، تهران: زوّار
63- گیلانی، عبدالقادر، 1387، سرّالاسرار، ترجمهی مسلم زمانی و کریم زمانی، تهران: نشر نی
64- لاهیجی، شریف، 1363، تفسیر شریف لاهیجی، تهران: مؤسّسهی مطبوعاتی علمی
65- مجلسی، محمّدباقربنمحمّدتقی، 1406ق، بحارالانوار، تهران: مکتبالاسلامیّه
64- محمّدبنعلیبنبابویه، 1380، عللالشرایع، تصحیح فضلاللهطباطبایییزدی، قم: مکتبالطّیاطباییّه
65- محمّد بن منوّر، 1367، اسرار توحید، مصحّح محمد رضا شریفی کوکنی، تهران: انتشارات آگاه
66- محیی الدّین عربی، 1375، الفتوحات المکیّه، محسن جهانگیری، تهران: دانشگاه تهران
67- مطهّری، مرتضی، 1358، آشنایی با علوم اسلامی(عرفان و تصوف)، تهران: انتشارات صدرا
68- معین، محمّد، 1376، فرهنگ فارسی، تهران: انتشارات امیرکبیر
69- مولانا، جلالالدّین،1363، کلّیّات شمس، تصحیح بدیعالزّمانفروزانفر، تهران: دانشگاه تهران
70- مولوی، جلالالدّین، 1374، مثنوی، به کوشش توفیق سبحانی، تهران: ارشاد
71- ، 1382، مثنوی معنوی، مصحّح رینولدا، نیلکسون، تهران: هرمس وابسته به مؤسسهی شهر کتاب
72- میبدی، ابوالفضل ر شیدالدین، 1371، کشف الاسرار و عدّه الابرار، به اهتمام علی اصغر حکمت، تهران: امیر کبیر
73- نجفی، محمّد جواد، 1362-1364، تفسیر آسان، تهران: کتابفروشی الاسلامیّه
74- نجم رازی، عبداللهبنمحمّد، 1378، مرصادالعباد، مصحّح عزیزالله علیزاده، تهران: فردوس
75- نخشبی، ضیاءالدّین، 1382، مقدّمهی سلکالسّلوک، تهران: زوار
76- نظامی، یوسف بن الیاس، 1374، شرح مخزن الاسرار، برات زنجانی، تهران: شرکتِ انتشارات علمی و فرهنگی
77- نیشابوری، فریدالدین عطّار،1371،منطقالطّیر، به اهتمام و تصحیح صادق گوهرین، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی
78- هجویری، علی بن عثمان،1386، مقدّمهی کشف المحجوب، تصحیح دکتر عابدی، تهران: سروش
79- ، 1336، کشفالمحجوب، ترجمهی محمّد عباسی، تهران: امیر کبیر
80- ،1378، کشفالمحجوب، مصحّح: ژوکوفسکی، مقدّمه: قاسم انصاری، تهران:کتابخانهیطهوری