خلاصه پایان نامه بررسی رابطه اهمال کاری با کمالگرایی در بین دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی
پایان نامه جهت دریافت کارشناسی مشاوره
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
مسأله اهمال کارى در منابع اسلامى از دیر باز مورد توجه بوده و در روایات و ادعیه درباره آن سخن به میان آمده است. امیدوارم که در این نوشته، قلمرو بحث به روشنى نشان داده شود تا راه بهره ورى بیش تر از آیات و روایات به روى آیندگان باز گردد. ناگفته نماند که علماى اخلاق و عرفاى اسلامى، پیوسته اهل سیر و سلوک را از ابتلا به این نابهنجارى اخلاقى رفتارى بر حذر مى داشته اند. این واژه در غرب، به ویژه در عرصه روان شناسى، حدود چهل سال است که مطرح شده است. تنها استاد روان شناسى که درباره تاریخچه اهمال کارى بحث کرده است، پل ت[1]. رینجن باخ[2] مى باشد. وى کتابى به نام بررسى تاریخى علل اهمال کارى تألیف کرده است. هرچند موضوع انتخابى او جالب است، اما کمک چندانى براى حل مسأله ارائه نداده است. پس از وى، دو نفر از نویسندگان به نام هاى آلبرت آلیس[3] و ویلیام جیمزنال[4] ، به نگارش کتاب روان شناسى اهمال کارى همت گماردند که در نوع خود کارى بدیع و قابل ارائه است.اما دغدغه خاطر نگارنده این است که این آسیب را بازشناسى کرده و راه تحقیق را صرفاً به تجربه محدود نسازد و از راه کارهاى وحیانى نیز در این زمینه نیز بهره ببرد.مسئله دیگری که مورد بحث است کمالگرایی است کمال گرایی به افکار و رفتار های خود تخریب گرانه ای اشاره می کند که هدف آنها نیل به اهداف به شدت افراطی و غیر واقع گرایانه و غیر منطقی است افراد کمال گرا به دلیل داشتن معیار های بالا عملکرد و ارزیابی های سفت و سخت از خود و دیگران در معرض انواع بیماری های و عملکرد های نا درست قرار می گیرند آنها باید در هر کاری به حد کمال برسند.نرسیدن به کمالات آنان را دچار اضطراب و افسردگی و احساس گناه شدید می کند و یا گاهی از افراد احساس می کنند کارها را باید صد در صد درست انجام دهند و در غیر اینصورت بازنده هستند و یا احساس می کنند کاری که به انجام رسانده اند به اندازه کافی خوب نیستند و یا اینکه نوشتن مقالات و طرحهای خود را به بهانه اینکه بایستی آنها را دقیق و بی عیب انجام دهند به تعویق می اندازند و در چنین صورت شخص به جای حرکت در مسیر موفقیت سعی در کامل بودن دارد.هر یک از ما یک خود آرمانی داریم که بیانگر انسان کامل است و در جهت رسیدن به آن تلاش می کنیم.آدلی معتقد است کمال آرمانی است که در ذهن انسانها ایجاد می شود و آنها در صورتی می توانند زندگی کنند که به آرمانهایشان برسند.هورنال معتقد است دارنده این نیاز (کمال گرایی) پیوسته بیمناک است که مبادا مرتکب اشتباه شود و مورد انتقاد قرار گیرد.اومی کوشد هیچ نقطه ضعغی از خود نشان ندهد و بی اندازه به انتقاد و ایراد حساس است و کمال مطلوب را جستجو می کند.
بیان مسئله
نگرش کمال گرایی یک دور معیوب را به وجود می آورد.افراد کمال گرا نخست مجمو عه ای از اهداف غیر قابل دسترس را ردیف می کنند در گام بعدی در رسیدن به این اهداف شکست می خورند زیرا دسترسی به آن اهداف غیر ممکن می باشد.رویکرد روان شناختی به کمال گرایی با دیدگاه فروید در مورد این سازه به عنوان نشانه عمومی نوروز وسواس که بر اساس آن یک فرامن خشن وتنبیه گر،پیشرفتها وعملکردهای عالی را طلب می کند،آغاز شد.طبق این دیدگاه آسیب شناختی کمال گرایی به منزله تمایل پایدار فرد به وضع معیارهای کامل ودست نیافتنی وتلاش برای تحقق آن ها که با خود ارزشیابی های انتقادی از عملکرد شخصی همراه می باشدتعریف شده است.از سوی دیگر محققان با طرح کمال گرایی کنش وار در مقابل کمال گرایی نا کنش گر کمال گرایی سالم در مقابل کمال گرایی ناسالم یا کمال گرایی بهنجار در مقابل کمال گرایی نوروتیک جنبه های مثبت را در مقابل جنبه های را در مقابل جنبه های منفی این سازه متمایز کرده اند. در واقع کمال گرایی بهنجاراز تلاش ورقابت برای برتری وکمال لذت می برد ودر عین حال محدودیت های شخصی را به رسمیت می شناسد.کمال گرایی نوروتیک یا منفی به دلیل انتظارات غیر واقع بینانه هرگز از عملکرد خود خشنود نخواهد شد.هویت وفلت با نظریه کمال گرایی در بافت اجتماعی،سه بعد کمال گرایی خویشتن مدار،کمال گرایی دگر مداروکمال گرایی جامعه مدار را متمایز کردند.کمال گرایی خویشتن مداربا تمایل به وضع معیارهای غیر واقع بینانه برای خود وتمرکز بر نقص ها وشکست ها در عملکرد همراه با خود نظارت گری های دقیق مشخص می شود.کمال گرایی دگرمدار بیان گر تمایل به داشتن انتظارات افراطی وارزشیابی انتقادی از دیگران می باشدوکمال گرایی جامعه مداربه احساس ضرورت رعایت معیارها وبر اورده ساختن انتظارات تجویز شده از سوی افراد مهم به منظور کسب تایید اطلاق می شود.در پزوهشی که توسط هالندر در سال (1965) انجام گرفت به این نتیجه رسید که کمال گرایی پاسخ رایج افراد برای مقابله با اعتقاد به نامطلوب بودن ارزش خویش است.یکی از مسائلی که در کمالگرایی مطرح است اهمال کاری است . اهمال کاری[5] یکی از مشکلات رفتاری است که شیوع بیماری زیادی دارد در تعریف اهمال کاری فراری[6]، جانسون[7] و مک کون[8] (1995) بر این باورند که به تاخیر انداختن هدف مندانه و دایمی در آغاز و تکمیل تکالیف تا حد تجربه احساس ناراحتی، اهمال کاری نامیده می شود.الیس[9] و کنوس[10] (1979) اهمال کاری را به عنوان نبود عملکرد خود تنظیمی و گرایش رفتاری در به تاخیر انداختن آن چه برای رسیدن به هدف ضروری است، می دانند.پژوهش ها نشان دهنده دو گونه اهمال کاری هستند (میگرام[11] و تن[12]، 2000). اهمال کاری رفتاری[13] به معنای تاخیر در تکمیل تکالیف اصلی و مهم است (مک کون، جانسون و پیتزل[14]، 1989) اهمال کاری تصمیم گیری[15] به معنای تأخیر آگاهانه در تصمیم گیری در چارچوب زمانی معین می باشد (ایفرت[16] و فراری 1989) نظریه های گوناگون در زمینه اهمال کاری موجود است نظریه های رفتاری، اهمال کاری را بر حسب نظریه تقویت تبیین می کند یعنی به تعویق انداختن کار برای فرد اثر تقویتی بیشتری از انجام آن دارد (بریودی[17]، 1980، به نقل از بالیکس[18] و دیوریو[19]، 2007) رویکرد روان تحلیل گری، اهمال کاری را به عنوان یک رفتار مساله دار که نشان دهنده ی هیجان های روانی زیربنایی است و بیشتر دربرگیرنده احساس هایی نسبت به خانواده فرد می باشند، شناسایی می کند رویکردهای شناختی نیز بر نقش باورهای غیرمنطقی و چشم داشت های غیرواقع بینانه در اهمال کاری تأکید می کنند (بالیکس و دیوریو، 2007).با توجه به نتایج مطالعات ، هیدروتون و تایس (1994) اهمال کاری را یک راهبرد میدانند که افراد برای تنظیم هیجان های منفی به کار میبرند و به کمک آن دست کم به صورت گذرا از هیجان های منفی دور میشوند و احساس بهتری را تجربه میکنند در واقع مادران دارای دانش آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری برای رهایی از هیجان های منفی و ایجاد احساس بهتر در خود دست به اهمال کاری میزنند تا از این طریق حداقل به صورت گذرا از هیجانان منفی به دور باشند بر پایه یافته های این پژوهش و به لحاظ کاربرد بالینی میتوان به بیماران آموزش داد تا باورهای فراشناختی خود را تغییر داده و در نتیجه از سلامت عمومی و روانی بیشتری برخوردار شوند (بهرامی رضاوان،2007)
اهمیت و ضرورت پژوهش
در قرن 21 به دلیل تنوع گسترده محیط و تغییرات مداوم، مدیریت موثر فردی و سازمانی با چالشهای فراوانی روبرو شده است. در چنین شرایطی سرعت عمل، نقش تعیین کننده ای در کارایی و اثربخشی فردی و سازمانی یافته است. بزرگنمایی که گاه یک ثانیه زودتر کلیک کردن بر موس، سرنوشت افراد و سازمانها را تغییر میدهد و لحظهای غفلت و اهمالکاری صدمات بسیاری بر آنها وارد میسازد. بنابراین به نظر میرسد. استفاده درست از زمان و انجام کارها در موعد مقرر، یک الزام فردی و سازمانی است؛ مطلب مهمی که در بسیاری از زمانها فراموش میشود و اثرهای نامطلوب بر جای میگذارد. تعلل دزد زمان توصیف می شود. حتی به اعتقاد برخی از افراد، تعلل سارق زندگی است (دوبینز و پتمن[20]، 1998). تعلل در اصل، مبین نبود خود مدیریتی است، بدین معنی که فرد وقت خود را با انجام کارهای بی فایده میدزد.
البته باید توجه داشت اهمالکاری به عنوان پدیدهای وابسته به فرهنگ است و بر اساس آموزههای فرهنگی به طرق مختلف قابل تبیین و تفسیر است. در برخی از فرهنگها اهمال نشانه تدبر و تفکر بیشتر است و حتی میزانی از آن توصیه شده است. به عبارت دیگر تأخیر در انجام امور به عنوان یک باور پذیرفته شده مطرح است. در برخی دیگر از فرهنگها اهمالکاری پدیدهای منفی و زیانآور تلقی شده و نسبت به کاهش آن سفارش جدی شده است. در فرهنگ ایرانی که متأثر از تعالیم اسلامی است، اهمالکاری پدیدهای چند وجهی تفسیر میشود. در آموزهها و تعالیم دینی اسلام، اهمالکاری از دیرباز مورد توجه بوده و در روایات در موردش صحبت شده است مثلاً حضزت علی (ع) با بیان این که فرصتها چون ابر میگذرند بر لزوم استفاده مناسب از زمان تأکید نمودهاند (آقا تهرانی، 2007). در ادبیات فارسی نیز به کرات بر نیفکندن کار امروز به فردا تأکید شده است اما با وجود این که فرهنگ اسلامی- ایرانی، اهمالکاری را یک آسیب جدی تلقی میکند اما در فضاهای دانشگاهی، سازمانی و اجتماعی، اهمالکاری و این دست و آن دست کردن رویهای معمول و متداول است (کاظمی، فیاضی کاوه، 1389).
اهمالکاری امروزه به عنوان یکی از بزرگترین مشکلات افراد جامعه ماست و بخصوص در بین دانشآموزان، دانشجویان و کارکنان و نویسندگان شیوع بالایی دارد به اعتقاد الیس و نال (1387)، 95 درصد افراد تحصیلکرده به این بیماری مبتلا هستند و اهمالکاری موجب افزایش اضطراب، افسردگی و کاهش اعتماد به نفس و بسیاری از اختلالات دیگر میشود که در نهایت منجر به کاهش عملکرد اعضای جامعه میشود. اگر چه به تعویق انداختن همیشه مسئلهساز نیست اما در اغلب موارد میتواند از طریق ممانعت از پیشرفت و عدم دسترسی به اهداف پیآمدهای نامطلوب و جبرانناپذیر به همراه داشته باشد. اهمالکاری و به تأخیر انداختن کارها از امروز به فردا ویژگی شخصیتی منفی است که میتواند آثار جبرانناپذیری بر زندگی افراد بر جای بگذارد. امروزه با توجه به افزایش آگاهی در زمینه تأثیرات مخرب اهمالکاری و لزوم اتخاذ تصمیمات در کمترین زمان ممکن و ناتوانی برخی افراد در انجام فعایتهایی که نیازمند تصمیمگیری هستند، به زمینههای ظهور اهمالکاری و علل و درمان آن توجه بیشتری شده است (اسکوئنبرگ، 2004). هر چند همه با اهمالکاری سر و کار داشتهاند اما تعدادی آن را به عنوان روش زندگی برگزیدهاند (استیل، 2004). به همین دلیل اغلب اهمالکاریها با رنج و ناراحتی روان شناختی همراه است. و تحقیق و بررسی در این زمینه یکی از ضرورات بوده و خلا تحقیقاتی در این زمینه احساس می شود.
اهداف پژوهش
هدف کلی: بررسی رابطه اهمال کاری با کمالگرایی در بین دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی
اهداف جزئی:
1بررسی رابطه اهمالکاری اختصاصی با کمالگرایی در بین دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی
2بررسی رابطه اهمالکاری عملی با کمالگرایی در بین دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی
3برسی رابطه اهمالکاری غیر عملی با کمالگرایی در بین دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی
4برسی رابطه اهمالکاری امور شغلی با کمالگرایی در بین دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی
فرضیه های پژوهش
بین اهمالکاری اختصاصی با کمالگرایی در بین دانشجویان رابطه وجود دارد.
بین اهمالکاری عملی با کمالگرایی در بین دانشجویان رابطه وجود دارد.
بین اهمالکاری غیر عملی با کمالگرایی در بین دانشجویان رابطه وجود دارد.
بین اهمالکاری امور شغلی با کمالگرایی در بین دانشجویان رابطه وجود دارد.
تعاریف مفهومی و عملیاتی
تعریف مفهومی اهمال کاری(اهمال کاری):اهمال کاری، الیس و کنوس (2002) اهمال کاری را تمایل به اجتناب از فعالیت، محول نمودن کار به آینده و استفاده از عذرخواهی برای توجیه تاخیر در انجام فعالیت تعریف نمودند (به نقل از شهنی ییلاقی، 1385)
تعریف عملیاتی اهمال کاری :منظور از اهمال کاری نمره ای است که فرد در پرسشنامه اهمال کاری بدیع بدست آورده است .
فهرست پایان نامه بررسی رابطه اهمال کاری با کمالگرایی در بین دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی
فهرست:
مقدمه. 6
بیان مسئله. 8
اهمیت و ضرورت پژوهش... 11
اهداف پژوهش... 14
فرضیه های پژوهش... 14
تعاریف مفهومی و عملیاتی.. 15
اهمال کاری.. 17
علائم اهمال کاری.. 20
افراد تعلل ورز دارای ویژگی های زیر هستند. 20
شیوه اهمال کاری.. 23
انواع اهمال کاری.. 26
عوامل مؤثر در اهمال کاری.. 36
2-تحمل ناکامی پایین (کم طاقتی) 37
3-طغیان (سرکشی) 38
4-ترس از شکست.. 39
5-ترس از موفقیت.. 40
به طور کلی عقب انداختن کارها از سه ناراحتی ناشی می شود 42
ب)پایین بودن سطح تحمل. 42
تعریف کمال گرایی.. 44
ویژگیهای افراد کمال گرا 46
انواع کمال گرایی.. 48
ابعاد کمال گرایی.. 49
علل کمال گرایی.. 51
چشم اندازهای نظری و کمال گرایی.. 53
نظریه فروید. 54
نظریه ی آدلر. 57
نظریه هورنای.. 58
نظریه الیس... 64
چگونه به فرد کمال گرا کمک کنیم؟. 66
پژوهش های انجام گرفته در داخل و خارج کشور. 67
پژوهش های عملی در داخل کشور. 71
روش تحقیق. 74
جامعه آماری.. 74
نمونه و روش پژوهش... 74
ابزار پژوهش... 75
پرسشنامه کمال گرایی.. 75
مقیاس اهمالکاری.. 75
روش تجزیه و تحلیل 76.
منبع:
ابوالقاسمی، عباس؛ نریمانی، محمد (1385)، آزمون های روانشناختی انتشارات باغ رضوان.
هیلگارد و همکاران، زمینه ی روان شناسی، ترجمه براهنی نقی و همکاران، تهران، انتشارات، 1384.
روزنهان و سیگلمن، آسیب شناسی، جلد 1 و 2، ترجمه سید محمدی سید یحیی، انتشارات ارسباران، 1387.
مهرابی زاده، مهناز، (1382)، کمال گرایی مثبت و کمال گرایی منفی، نشر البرز. چاپ اول.
محمدی، فاطمه (1391) بررسی رابطه نگرانی و سرسختی روانشناختی با پیشرفت تحصیلی در دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل، پایان نامه کارشناسی.
محمد زاده، فطامه (1390) بررسی رابطه کمال گرایی مثبت و منفی با اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل، پایان نامه کارشناسی.
احتشام زاده، پروین؛ مکوندی، بهنام و باقری، اشرف (1389). رابطه میان بخشودگی و کمال گرایی با رضایت زناشویی در همسران جانبازان شهر اهواز. فصلنامه یافته های نو در روان شناسی، 4 (12)، 136-123.
Ahadi, B., Narimani, M. (2000). Relationships between type D personality and forgiveness. Trakia Journal of Sciences, 8(3), 50-52.
Allemand, M., Job, V., Christen, S., Keller, M. (2008). Forgiveness and action Orientation. Personality and Individual Differences, 45,762-766.
Allemand, M.,Amberg, I., Zimprich, D., & Fincham, F.D. (2007).The role of trait forgiveness and relationship satisfaction in episodic forgiveness. Journal of Social and Clinical Psychology, 26, 199-217.
Barber, L., Macaskill, A., and Maltby, J. (2005). Angry memories and thoughts: The relationship between forgiveness and anger rumination. Personality and Individual Differences, 39, 253-262.
Berry, J.W., Worthington, E.L., Parrott, L., O’Connor, L.E., & Wade, N.E. (2001). Dispositional forgivingness: Development and construct validity of the TransgressionNarrative Test of Forgivingness (TNTF). Personality and Social Psychology Bulletin,27, 1277–1290.
Boon, S.D.,& Sulsky, L.M. (1997). Attributions of blame and forgiveness in romantic relationships:A policy–capturing study. Journal of Social Behavior and Personality, 12,19–44.
Brose, L. A., Rye, M. S, Lutz-Zois, C., Ross, S. R.(2006). Forgiveness and personality traits. Personality and Individual Differences 39 ,35–46.
Brown, R.P. (2003). Measuring individual differences in the tendency to forgive: Constructvalidity and links with depression. Personality and Social Psychology Bulletin, 29,759–771.
Brown, R.P., & Phillips, A. (2005). Letting bygones be bygones: Further evidence for the validity of the Tendency to Forgive Scale. Personality and Individual Differences, 38, 627–638.
Burnette, J.L., Davis, D.E., Green, J.D., Worthington, E.L., Bradfield, E. (2009). Insecure attachment and depressive symptoms: The mediating roleof rumination, empathy, and forgiveness. Personality and Individual Differences,46, 276–280.
Chan, D.W. (2013). Subjective well-being of Hong Kong Chinese teachers: The contribution of gratitude, forgiveness, and the orientations to happiness. Teaching and Teacher Education, 32, 22-30.
Clark, A.J. (2005). Forgiveness: Aneurological model. Medical hypotheses,65,649-654.
Emmones, R.A., McCullough, M.E. (2004). The psychology of gratitude. Oxford university press,inc.
Emmons, R.A. (2000). Personality and forgiveness. In McCullough, M.E., Pargament, K.I., &Thoresen, C.E. (Eds.), Forgiveness: Theory, research, and practice (pp. 156–175). NewYork: Guilford.
.